تبلیغات
دنیای ماوراء الطبیعه - جفت روحی شما کیست؟
 
دنیای ماوراء الطبیعه
عرفان ، فراروان ، متافیزیك ، ارواح، طب گیاهی و...
درباره وبلاگ


علوم ماوراء الطبیعه نه در تناقص با اطلاعات دین اسلام است بلکه در تناقص با دانسته های عقل و اندیشه شما در مورد اطلاعات رخ می دهد، نپذیرفتن و اعتقاد نداشتن به این علم ناشی از فاقد عقل و اندیشه اطلاعات است.


مدیر وبلاگ : مجتبی

نویسندگان
جفت روحی
در ابتدا همه ما یكی بودیم ، فاصله ای بینمان نبود ، افكارمان از هم جدا نبود .و یكپارچه بودیم . . هنگامی كه اولین ارواح از اصل جدا گشتند و به زمین فرستاده شدند ، جستجو برای بازگشت به تكامل آغاز گردید . تنهایی اولین درد شد و اولین آرزو مصاحبت با مونسی . گویی آدمی به دنبال چیزی برای كامل شدن بود و چون ماهیتش را به خاطر نداشت آن را نیمه گمشده خود نامید . و  به جستجوی آن پرداخت . . هر چند امروزه كار ، تلویزیون ، سینما  و سایر سرگرمی ها ی روزمره آنچنان حواس ما را به خود پرت كرده اند كه دیگر متوجه احساس دلتنگی مان نیستیم و آن را تا حدودی فراموش كرده ایم و یا به نحوی این احساس را سركوب می كنیم بااین حال صدای نرم و آرامی هنوز هم در گوشمان نجوا می كند ، حتی اگر آن صدا را نشنویم . بنا بر این تمایل بازگشت به تكامل ، در زندگی هر كسی پیش خواهد آمد و تلاش برای یافتن جفت روحی حقیقی می تواند نشانی برای این جستجو باشد . عده ای از فلاسفه از جمله افلاطون بر این عقیده بودند كه خداوند ارواح را مدور  و به شكل كره خلق كرد ؛ آنگاه هر یك را به دو نیمه تقسیم نمود و هر نیمی را در جسمی قرار داد و هر جسم چون با جسم دیگری  برخورد كند كه نیمه دیگر روحش در آن است بخاطر همین مناسبت قدیم كه بین آنها ست میان آنها عشق پدید می آید . شاید به همین علت افلاطون گفته است : عشق نزدیك ترین دوست آدمیان است و شفابخش درد هایی كه راه خوشبختی را بر بشر گرفته اند .                                                                 

 آدمی وقتی به نیمه خود می رسد خواه آن نیمه زن باشد یا مرد ، حس محبت و دوستی و خویشاوندی می كند و اگر بتواند نمی خواهد لحظه ای از نیمه خود جدا شود . همه عمر را می خواهد با او بگذراند اما اگر سوال كنی نمی تواند علت را برای شما بگوید چرا كه عشق آنها به پیوند ، به منظور بهره مندی عاشقانه از هم نیست بلكه چیزیست كه جان طالب آنست و زبان از بیان آن عاجز است .      خصوصیات جفت روحی : حال باید بدانیم كه جفت روحی كیست و چه خصوصیاتی دارد ؟ جفت روحی در واقع شریك حقیقی هر فرد است و از آنجا كه هیچ دو روحی كاملا شبیه هم نیستند ، جفت های روحی نیز مكمل یكدیگرند و در تمام دوران زندگی بی آنكه بدانند در حال آماده سازی خود برای رویارویی با یكدیگرند . ، یك هدف ، یك آرزو و یك عشق مشترك دارند ، عقاید و نظراتشان همانند است و در كنار یكدیگر احساس راحتی بسیار دارند . آنها به یكدیگر وابستگی عاطفی دارند ، ارواحشان با یكدیگر آشناست و نوعی كشش روحی و، فكری ، و حتی جسمی بینشان برقرار است . روابط آنها بسیار سیال و روان است ، با یكدیگر هماهنگ هستند ، و آنچه را كه می خواهند به سوی خود جذب می نمایند . . آنها از نظر آگاهی هم سطح هستند .و برای رسیدن به اهدافشان به یكدیگر نیازمند.ند  بنابر این می توانند در رشد و پیشرفت روحی یكدیگر نیز سهیم باشند .     

 جفت روحی و قانون جذب   بسیار زیادند افرادی که علاقه ای بی تکلف به محبوب خود دارند؛ اما برای دستیابی به او نمی
دانند چه کنند . حرف دل خیلی هاست رسیدن به محبوب ... (که البته توسط خود آگاه آنها انتخاب شده است). گفتم خود آگاه و تاکید کردم چون: شما او را دیده اید ( خود آگاه ) و به او دل دادید کاری نداریم بر اساس شناخت هست یا علاقه ظاهری. یا دلایل پیچیده روان شناسی مثل: شباهت به پدر یا مادر شما و یا ... ) به هر حال علاقه مند او شده اید. اکنون می خواهید او نیز متقاعد شود
سوال اول من از شما این است: (( آیا این شخص دقیقا همان کسی است که شما می خواهید؟ )) احتمالا می گویی: بله
اما من می گویم: شاید نه
چیکار باید بکنی ... ؟ 1- باید جفت روحی واقعی خود را پیدا کنی ... 2- با قانون جذب و توکل
بر خدا همه چیز را عالی پیش ببری

جفت روحی شما کیست؟ جفت روحی شما بهترین عشق و ایده آل واقعی شماست و اگر شما با هم باشید بهترین زندگی را به دست خواهید آورید. زیرا وقتی شما با هم هستید از هر جهت همیشه شاد و خوشو مسرور ... و عشق شما روز به روز بیشتر می شود
چگونه جفت روحی خود را پیدا کنی ؟ به ضمیر ناخود آگاه خود این پیام را عمیقا می فرستی که ((من می خواهم جفت روحی واقعی خود را در زمان مناسبش پیدا کنم و همیشه با او باشم... خدا یار و یاور من در این جذب است)) می گویم زمان مناسب: زمان باید؛ زمان مناسب خودش باشد چون در غیر این صورت یا شما یا او جنبه این عشق را ندارید و ممکن است راهتان از هم جدا شود. ضمیر ناخود آگاه از شعور جهانی به اذن خداوند این شخص را پیدا می کند. سپس قانون جذب دست به کار می شود و با حصول شرایط جذب؛ شما را به هم می رساند می پرسی آیا ممکن هست شخص ایده آل من وجود داشته باشد ؟ بله هر فرد به عنوان یک پیشامد تلقی می شود ... جمعیت جهان تقریبا 6 میلیارد نفر است و یک نفر جفت روحی شماست تصور کنید: انگار همه افراد با جنس مخالف شما را به صف کرده اند و یکی یکی از جلوی شما عبور می کنند و همه صفات آنها را می بینی. بالاخره از این میلیارد ها نفر؛ یک نفر هست که شما او را ایده آل بدانید. از لحاظ علم احتمال می توانیم بگوییم این احتمال نزدیک به 1 است یعنی 100%. حال این که این شخص کجاست و چگونه شما با هم برخورد می کنید را می سپاریم به معجزات قانون جذب . ولی قطعا اگر هم جهت با کائنات باشید با او می رسید حال بیاییم به مسئله کنونی شما بپردازیم : کسی هست که او را دوست داری ... این شخص ممکن است جفت روحی ای باشید که زمانی او را می خواستید پیدا کنید و اکنون او آمده است . از طرف دیگر هم ممکن است او نباشد. شما باید از هوشیاری باطن و الوهیت درون بخواهید با شما نجوا کند و بگوید آیا او همان جفت روحی شماست؟ اگر هست خود آگاه و ناخود آگاه شما هم جهت پیش رفته اند و تصمیم عالی این است که او را جذب کنی. اگر پاسخ دلت این بود که این شخص جفت روحی شما نیست، بگذارید برود و شما هم بروید تا هر دوی شما خود را از رسیدن به جفت روحی خود باز ندارید. اگر پافشاری کنید ممکن است ازدواج کنید اما هیچ تضمینی نیست خوشبخت شوید. چرا که جفت های روحی شما نیز در جای دیگر به خود آگاه خود اعتماد کردند و تن به ازدواجی داده اند که خوشبختشان نکرده است. پس ببنید 4 نفر زندگیشان تقریبا تباه شده است. 4 نفری که می توانستند همدیگر را بیابند و زندگی رویایی داشته باشند تن به زندگی عادی و گاهی بی ثمر داده اند
خود آگاه فقط فکر می کند. منبع فکر او استفاده از قانون علیت است. خود آگاه وقتی جستجو می کند جستجویی ساده است اما ناخود آگاه آنچنان قدرتی دارد که هیچ چیز از دید او محفوظ نیست. ناخود آگاه همان روح شماست. همه جا را می گردد و از گنجینه های اطلاعات جهان و منابع ماورایی ((آگاهی کیهانی)) می پرسد و معجزات را برایتان به ارمغان می آورد خود آگاه شما جنس مخالف را فقط در اطرافتان می بیند: در کوچه ، خیابان ، مهمانی، دانشگاه و سر کار شما ؛ خود آگاه تان جنس مخالف اطراف خود را می بیند... ولی ممکن است جفت روحی شما اصلا در اینجا ها نباشد. ممکن است در قاره و یا حتی نیمکره دیگر زمین باشد
اگر کار را به ضمیر ناخود آگاه بسپارید او پیدا می شود و همه چیز عالی پیش می رود. فراموش نکنید که ندای درون همیشه راست می گوید . می توانید قبل از خواب از هوشیاری برتر و الهی خود بخواهید اسرار عشق و آن فرد را در رویا برای شما بازگو کند... وقتی بیدار شدید بلافاصله خوابی را که دیده اید روی کاغذ بیاورید. نوشتن رویا را فراموش نکنید زیرا بسیار حیاتی است. ما بعد از چند دقیقه تمام رویای شب خود را فراموش می کنیم... رویاهای صادقه ما معجزاتی می کنند که اگر ایمان داشته باشی زندگی شما را معرکه زیبایی می کنند

اگر به کسی که جفت روحی شما نیست بچسبید جا را برای کسی که می خواهد روزی بیاید و عشق واقعی شماست پر کرده اید و محرومیت عظیمی برای خود خواسته اید... اگر هم عشق امروز شما جفت روحی شماست مطمئن باشید با جذب می توانید او را به خود فرا بخوانید و به نحوی معجزه آسا شاهد ... باور کنید این رویداد بسیار زیاد اتفاق افتاده است... شما فراتر از قوانین اجتماعی و قرار داد های خودمانی قرار می گیرید اگر: باور کنید که قوانین معنوی چه کار ها که نمی کنند
  ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ پرسش و پاسخ دو دوست مطالب و سئوال و جوابها همه منطقی و صحیح . اما بنظر شما چند در صد ازدواجها میتواند در بر گیرنده یکی شدن باشد ؟

خود خواهیها و غرورهای نابجا و از همه مهم تر کتمان کردن حقایق و نبودن صداقت و درستی می گذارد ، ازدواجی معنوی و روحی شکل گیرد ؟

سلام عزیزم, راستش, حقیقت اینه که قبل از اینکه بخوای جفت روحی ی بیرونیت رو پیدا کنی, باید جفت روحی درونت رو پیدا کنی.

قبل از اینکه بخوای ازدواج کنی باید از غرور و خودخواهی خالی بشی و صادقانه و دوستانه وارد زندگی مشترک بشی.

آدما معمولاً افرادی رو جذب می کنن که منتظرشون هستن و با خودشون تقریباً هماهنگی دارند. پس اونچیزی رو که می خوای بدست بیاری اول باید در تو وجود داشته باشه. ( در خودت بوجود بیاری )

  ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------  

بخش ِ دیگر، نخستین چیزی است که مردم، وقتی می خواهند سُنت ماه را بیاموزند، با آن آشنا می شوند. تنها با درک بخش ِ دیگر می توانی بفهمی که معرفت می تواند در طول زمان انتقال یابد. ·         دو راه وجود دارد، سُنت خورشید، که اسرار را از راه مکان، از راه چیزهایی که ما را در بر گرفته اند، می آموزاند. و سُنت ماه، که اسرار را از راه زمان، و آن چه در خاطرۀ ما محبوس است، می آموزاند. * ما ابدی هستیم. چون جلوه ای از خداوندیم. برای همین، از میان زندگی ها و مرگ های بسیاری می گذریم، از نقطه ای بیرون می زنیم که هیچ کس نمی شناسد، و به سویی می رویم که هیچ کس نمی داند؛ و هنگامی که مردمان به حلول روح می اندیشند، همواره با پرسشی بس دشوار روبه رو می گردند: با توجه به آن که در بدو پیدایش، تعداد بسیار اندکی انسان بر روی زمین وجود داشته اند و امروزه تعداد انسان ها بسیار زیاد است، این همه روح جدید از کجا آمده اند؟ ·         پاسخ این سؤال آسان است. در برخی از حلول ها، تقسیم می شویم. روح نیز درست مانند بلورها و ستاره ها، درست مانند سلول ها و گیاهان، تقسیم می شود. روح ما به دو روح دیگر تقسیم می شود، این دو روح تازه به دو روح دیگر تبدیل می شوند، و بدین ترتیب در طول چند نسل، بر بخش بزرگی از کرۀ زمین پخش می شویم. ما بخشی از چیزی هستیم که کیمیا گران آن را انیما موندی یا روح ِجهان می نامند. در حقیقت،اگر روح ِجهان فقط تقسیم بشود، هرچند گسترش می یابد، اما ضعیف تر هم می شود. برای همین، همان گونه که تقسیم می شویم، دوباره نیز با یک دیگر ملاقات می کنیم. و این ملاقات دوباره، عشق نام درد. چون هنگامی که یک روح تقسیم می شود، همواره به یک بخش نرینه و یک بخش مادینه تقسیم می گردد. در سفر آفرینش ( پیدایش ) توضیح داده شده است که: روح آدم تقسیم شد، و حوا از درون او متولد گشت. در هر زندگی، مسئولیت اسرار آمیز دیدار دوبارۀ دست کم یکی از این بخش های دیگر را بر عهده داریم. عشق اعظم که آن ها را از هم جدا ساخته است، با عشقی راضی می شود که این دو نیمه را دوباره باهم یگانه می سازد.   شناخت بخش ِ دیگر توسط درخشش ِ چشم ها امکان پذیر است: بدین ترتیب از آغاز زمان، انسان ها عشق واقعی خود را می شناخته اند. و همین روش بود که آدمیان، از آغاز زمان، با نگریستن به چشم های یک دیگر و تلاش برای کشف درخشش و تمنا، بخش دیگر خود را می جستند. ممکن است در هر زندگی با بیشتر از یک بخش از وجودمان ملاقات کنیم. و هنگامی که چنین بشود، قلب تکه تکه می شود و نتیجۀ آن درد و رنج خواهد بود. بله، می توانیم با سه یا چهار بخش ِ دیگر خود ملاقات کنیم، چون بسیاریم و به بخش های بسیاری تقسیم شده ایم. جوهرۀ آفرینش منفرد است. و این جوهره، عشق نام دارد. عشق نیرویی است که ما را بار دیگر به یک دیگر می پیوندد تا تجربه ای را که در زندگی های متعدد و در مکان های متعدد جهان پرا کنده شده است، بار دیگر متراکم سازد. ( برای همین است که: زمانی که با نیمۀ گمشدۀ خود ملاقات می کنیم، همیشه باعث رشد روحانئ؛ یک یا هر دو طرف می گرد. گاهی یکی از طرفین، آموزش دهنده است، و طرف دیگر شنونده و پرسش کننده؛ که باز باعث رشد روحانی طرفین می گردد. ) ما مسئول سراسر زمین هستیم، چرا که نمی دانیم بخش های دیگر ما که از آغاز زمان وجود ما را تشکیل می داده اند، اینک کجا هستند؛ اگر آنها خوب باشند، ما نیز خوشبخت خواهیم بود. اگر بد باشند، هر چند ناهوشیار، از بخشی از این درد، رنج خواهیم برد. ( پس ما فقط مسئول رفتارمان در قبال خودمان، نیستیم؛ بلکه مسئول سراسر گیتی هستیم. و اگر با خود مهربان تر بوده و خود را بیشتر بپذیریم، و نسبت به پیشرفت خود در ابعاد معنوی و احساسی و همچنین جسمانی کوشا تر گردیم، این تغییرات در بخش های دیگر ِ ما هم تأثیر خواهد گذاشت . و آن ها هم ، هرچند ناهوشیار تا حدودی تغییر خواهند کرد ... و این تغیرات در آن ها باعث ... و بقول قدیمی ها از هر دست بدهی از همان دست می گیری. و این چرخش مثبت ادامه خواهد داشت؛ و توجه: آیا شما در حال حاضر در این مدار و چرخۀ مثبت قرار دارید؟ یا خدای نکرده، مدار منفی را ... ) اما فراتر از هر چیز، مسئول آن ایم که در هر زندگی دستِ کم یک بار، با بخش دیگر خود که در راه ما تجلی خواهد کرد، یگانه شویم. حتی اگر چند لحظه باشد؛ چون این لحظات عشقی چنان عظیم به همراه خواهد داشت که بقیۀ روزگار ما را توجیه می کند. همچنین می توانیم بگذاریم که بخش ِ دیگر ما به راه خود ادامه دهد، بی آن که این حقیقت را بپذیرد و یا حتی درکش کند. در این صورت، برای ملاقات دوباره با او، به یک تولد دیگر نیازمند خواهیم بود. " و به خاطر خود خواهی مان، به بدترین عذاب محکوم خواهیم شد. عذابی که خود برای خود خلق کرده ایم: تنهایی. " ( ممکن است تنها نباشیم ولی، از درون احساس تنهایی کنیم؛ یک زوج که حرف زیادی برای هم ندارند و باعث رشد و آرامش هم نمی شوند... ولی در ارتباط با شریک روحانی حالتِ رابطه دقیقاً متضاد است. در کنار او هیچ گاه احساس تنهایی نمی کنید؛ حتی اگر زیاد به او نزدیک نباشید. با وجود او احساس آرامش می کنید؛ حتی اگر، از هم فاصله داشته باشید. و در جوار او به تعالی روحانی خواهید رسید و شما را از ابعاد جسمانی به ابعاد روحانی هدایت خواهد کرد. کاملا پذیرای شماست؛ با آن چه که هستید و برای آن چه هستید. چه از نظر جسمانی به هم برسید یا نه؛ چه از هم دور شوید، یا نزدیک؛ تفاوت زیادی نمی کند؛ روح ها باهم یکی شده و درهم ادغام می شوند.) و در آن لحظۀ ملاقات، ملاقات: ملاقات با روح هستی ست.) سراسر زندگی انسان بر روی زمین، در همین خلاصه می شود: یافتن بخش ِ دیگر. مهم نیست که وانمود می کند در جست و جوی حکمت است یا پول یا قدرت. اگر نتواند بخش دیگر خودش را بیابد، هر آن چه به دست آورد ناقص خواهد بود.   " به جز اندک موجوداتی که از میان فرشتگان فرود می آیند و به خاطر ملاقات شان با خداوند نیازمند تنهایی هستند، بقیۀ اعضای نوع بشر تنها زمانی می توانند با خداوند یگانه شوند که در یک دم، در لحظه ای از زندگی شان، بتوانند با بخش دیگر خود ارتباط یابند. "   یافتن بخش ِ دیگر، در زندگی هرکس یک رسالت الهی ست؛ حتی اگر روزی مجبور شود بخش ِ دیگرش را ترک گوید. زیرا عشق یگانه پل میان جهان نا مرئی و جهان مرئی ست؛ یگانه زبان مؤثر برای ترجمۀ درس هایی که کیهان هر روزه به آدمیان آموخته. و زمانی که در برابر بخش دیگر خود هستی؛ هستی از طریق این بخش دیگر هر آنچه نیاز داری، به تو خواهد آموخت؛ و دلیل خداوند برای جدا کردن مرد از زن همین بوده است. پائولو کوئلیو
http://www.cloob.com/c/nirooye_darooni/6158331




نوع مطلب :
برچسب ها : جفت روحی شما کیست؟،
لینک های مرتبط : جفت روحی،
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه