تبلیغات
دنیای ماوراء الطبیعه - نگاهی علمی به انرژی ریکی
 
دنیای ماوراء الطبیعه
عرفان ، فراروان ، متافیزیك ، ارواح، طب گیاهی و...
درباره وبلاگ


علوم ماوراء الطبیعه نه در تناقص با اطلاعات دین اسلام است بلکه در تناقص با دانسته های عقل و اندیشه شما در مورد اطلاعات رخ می دهد، نپذیرفتن و اعتقاد نداشتن به این علم ناشی از فاقد عقل و اندیشه اطلاعات است.


مدیر وبلاگ : مجتبی

نویسندگان
امروزه ، علم بشر به واسطة پیشرفتهای اخیرخود ، به درك بعضی ازابعاد شفابخشی(Healing) نائل آمده است . یكی از روشهای بسیار كهن شفابخشی با قدمت چندین هزارساله كه از حدود صد سال پیش تاكنون در سراسر دنیا و به خصوص در كشورهای پیشرفته ( درزمینة طب و تكنولوژی بشری) موردتوجه بسیار قرار گرفته ، سیستم انرژی بخشیِ ریكی می باشد .در این مقاله و همینطور در مقالات بعدی به دیدگاههای علمی و تحقیقات بالینی معتبری كه شفابخشی و به خصوص سیستم ریكی ( یك روش ساده ، جامع و درعین حال قدرتمند) را توجیه می نمایند ،خواهیم پرداخت . در حال حاضر ، مهمترین دیدگاه برای فرمول بندی كردن نحوة عملكرد ریكی ، میدانهای الكترومغناطیسی حاصله از كلیة موجودات زنده است . پروفسور جیمز اوشمن(James Oschman Ph.D).در كتاب اخیر خود به نام “ مبانی علمی طب انرژی بخشی” Energy Medicine, The Scientific Basis") “(به این موضع شگفت انگیز اشاره می كند .
البته حضور و انتشار جریانهای الكتریكی در بدن
انسان ، از مدتها پیش به یك حقیقت علمی تبدیل شده است . این جریانها كه در مسیر سیستم عصبی حركت می كنند ، یكی از راههای خود تنظیمی بدن برای رسیدن به تعادل و هماهنگی لازم محسوب می شوند .

  به عبارت دیگر پیامهای عصبی كه از مغز منشاء می گیرند ، از طریق سیستم عصبی كه با تمامی بافتهای بدن در ارتباط می باشد به كلیة اعضا و اندامها رسیده و موحب تنظیم فعالیتهای بدن می شوند . از سوی دیگر الكتریسیتة قلب نیز توسط پلاسمای خون و از راه عروق و مویرگهای خونی كه مجموعاً بیش از 50000 مایل ( هر مایل معادل 1609 متر) درازا دارند به سایر قسمتهای بدن منتشر می گردد . این راه ، دومین مسیر ( البته به صورت فرعی) برای جاری شدن جریانهای الكتریكی به حساب می آید . این جریانها نه تنها در داخل سلولها بلكه در اطراف همة سلولهای بدن انتشارمی یابند . از طرفی بسیاری از سلولها ، حاوی كریستالهایی به فرم مایع می باشند . این كریستالهای زنده ، در غشاهای سلولی ، غلاف های میلین اعصاب و بسیاری از نقاط دیگر به طور پراكنده یافت می شوند . تمامی كریستالها ، هنگامی كه به نوعی تحت فشار قرارگیرند ، در پاسخ واكنشی تحت عنوان تأثیرات پیزوالكتریك از خود نشان خواهند داد .


 به همین ترتیب ، كریستالهای مایع درون سلولهای بدن انسان نیز به طور مداوم در حال تولید جریانهای الكتریكی همگرایی می باشند كه همانند لیزر ، فركانسهای حاصله از آنها در محدودة مشخصی قرار دارد . این ارتعاشات لیزر مانند قادرند علاوه بر حركت در درون بدن ، به محیط اطراف نیز منتشر شوند . این واقعیت ،‌ تداعی كنندة تأثیرات بالقوه‌ شفا دهندة كوبش بر روی طبل است . هنگامی كه فشارهای كوبشی حاصل از ضربان طبل به بافتهای بدن انسان می رسد،‌ جریانها و میدانهای الكتریكی آهنگین ( ریتمیك )‌ خاصی دربدن ایجاد می شود كه بطور مستقیم درفعالیت بیولوژیك آن بافتها تأثیرمی گذارد . دومین محیط از سیستم عصبی بدن انسان ،‌ غلاف عصبی (‌ پری نوریوم)‌ نام دارد كه متشكل از یك لایه بافت همبندی و پوشانندة سیستم عصبی است . رابرت بكر( Robert o. Becker ) در مجموعه ای از مقالات به شرح این موضوع پرداخته است : "بیش از نیمی از سلولهای مغزی را سلولهای پری نوریال تشكیل می دهند . پری نوریوم كه توسط امواج مغزی كنترل می شود با تأثیر بر جریانهای الكتریكی ، مستقیماً‌ در فرایند شفابخشی دخالت دارد . هرگاه یكی از قسمتهای بدن دچار آسیب می گردد ، سیستم پری نوریال در آن موضع خاص ، نوعی پتانسیل الكتریكی به وجود می آورد كه اولاً بدن را نسبت به آسیب وارده آگاه می سازد و ثانیاً‌ سلولهای بازسازی كننده نظیر گلبولهای سفید خون ، فیبرو بلاستها و ماكروفاژها را به محل مورد نظر جذب می نماید و در نهایت همگام با ترمیم یافتن ضایعه ، پتانسیل الكتریكی موضع نیز تغییر می یابد . سیستم پری نوریال ، همچنین نسبت به میدانهای مغناطیسی بیرونی بسیار حساس و پاسخگو است ." هنگامی كه جریان الكتریكی از داخل یك جسم هادی الكتریسیته عبور می كند ، یك میدان مغناطیسی در اطراف آن جسم تشكیل می گردد . به همین نحو ،‌ جریانهای الكتریكی كه در درون بدن انسان در حركت می باشند نیز در داخل و اطراف بدن ، میدانهای مغناطیسی خاصی به نام ‌میدانهای بیومغناطیسی (Biomagnetic Fields)به وجود می آورند . دكتر جان زیمرمن (Dr. John Zimmerman)در دانشكدة پزشكی دانشگاه كلرادو در شهر Denverایالات متحده . به منظور درك بهتر نحوة عملكرد بدن وتشخیص عمیقتر بیماریها ، با استفاده از دستگاهی به نام (Super Conducting Quantum Interference Device) SQUIDیادستگاه فوق هادی با تداخل كوانتومی ) اقدام به اندازه گیری دقیق میدانهای بیومغناطیسی بسیاری از اعضای بدن ، از جمله مغز و قلب نموده است . قلب دارای میدان مغناطیسی پرقدرتی است كه تا فاصلة 15 فوتی ( هر فوت معادل 48/30 سانتیمتر )‌ ادامه دارد . مغز و كلیة ارگانهای بدن نیز دارای میدانهای بیومغناطیسی مخصوص به خود هستند كه آنها را احاطه نموده و با یكدیگردر تعامل می باشند . هرارگان ، فركانس ویژة خود را دارد كه بیانگر وضعیت سلامت آن است . اما در شرایط بیماری ، این فركانس دچار تغییرمی شود . مجموعة تمامی میدانهای بیومغناطیسی بدن ، تشكیل یك میدان بیومغناطیسی تجمع یافتة بزرگ را می دهد كه بدن انسان را احاطه می نماید و در واقع بسیار مشابه با همان پدیده ای است كه هاله Aura) ) نامیده می شود . به این ترتیب ، میدان بیومغناطیسی مورد نظر می تواند یكی از اجزای مهم هاله قلمداد شود ، گر چه كه ممكن است ابعاد دیگری نیز در این مقوله دخیل باشند . میدانهای بیومغناطیسی انسان با میدانهای مشابه در اطراف او نظیر میدانهای بیومغناطیسی سایر انسانها در تعامل متقابل است . این اصل در علم فیزیك ،‌ القاء ( (Induction نامیده می شود وبه این معنی است كه هر میدان مغناطیسی می تواند باعث القای تغییراتی در قدرت و نیز فركانس جریانهای الكتریكی در جسم هادی مر بوط به میدان مغناطیسی مجاور خود (‌ در اینجا بدن انسان دیگر ) ‌گردد . به همین منوال . میدان بیومغناطیسی یك فرد هم قادر است از طریق فرایند القاء ،‌ تأثیراتی را بر روی میدان مغناطیسی فرد دیگرچه از نظرذهنی_روانی ( دگرگونی در احساس سلامت ، میزان احساس خوشایند او ...) و چه از لحاظ جسمی (كیفیت عملكرد ارگانها و بافتهای بدن وی) ، بگذارد . آگاهی از این اصل . از یك سو تعریف مناسبی را از واژة مصطلح شخصیت مغناطیسیMagnetic Personality) ) خاص هر انسان ، برایمان ارائه می دهد و از سوی دیگر ، ‌نحوة‌ ایجاد تأثیرات درمانی مستقیم یك انسان بر روی انسان دیگر را به صورت علمی توجیه می كند . تا به اینجا دریافتیم كه از دیدگاه علمی ،‌ وجود یك انسان به محدودة پوست او ختم نمی شود بلكه به فضای اطراف او نیز گسترش می یابد . تا بحال همه ما هنگامی كه حضور فرد دیگری را بدون دیدن او در نزدیكی خودمان احساس كرده ایم ،‌ بر این واقعیت صحه گذاشته ایم ، اما امروزه این مقوله به عنوان یك اصل علمی پذیرفته و ثابت شده است . دستها نیز توسط میدان مغناطیسی مخصوص به خود احاطه می شوند . بررسی میدان مغناطیسی حاصل از دستان یك فرد شفاگر( Healer)در حین انجام درمان نشان می دهد كه این میدان به وضوح قوی تر از میدان مغناطیسی دستان افراد معمولی است . در این بررسی از یك مغناطیس متر ساده ، شامل دو عدد سیم پیچ 80 هزار دور متصل به یك تقویت كننده استفاده شد و نتیجة حاصله ، گویای این واقعیت بود كه دستانِ فردِ شفاگر دارای میدانی با قدرت 002/0 گاس (gauss ) بود كه هزار بار قوی تر از هر میدان مغناطیسی دیگری است كه از بدن انسان به بیرون امتداد می یابد . فركانس این میدان نیز متغیر ( بین 3/0 تا 30 هرتز) و عمدتاً‌ در محدودة 8 ـ 7 هرتز در نوسان بود . انرژیِ شفادهندة‌ دستها حداقل تا حدودی توسط سیستم پری نوریال ایجاد می شود . این سیستم همان طور كه قبلاً توضیح داده شد ، رشته های عصبی را پوشانیده و ‌در بدن به عنوان مسیری برای هدایت جریانهای الكتریكی تحت كنترل تالاموس مغز ، عمل می كند . پاره ای از شواهد حاكی از این است كه سایر فرمهای انرژی به غیر از نوع بیومغناطیسی‌ نظیر امواج مادون قرمز ،‌ مایكروویو و بعضی دیگر از پرتابهای فوتونی ‌نیز از دستها خارج شده ، تأثیرات درمانی خود را در سیستمهای بیولوژیك ( زیست شناختی )‌ بدن به دنبال دارد. این دستاورد با تئوری متافیزیكی(و كل نگر) رایج مبنی بر اینكه بیماری ابتدا در هالة انرژی یا میدان بیو مغناطیسی انسان ایجاد شده و سپس در جسم فیزیكی بروز می كند ، كاملاً هماهنگ و مطابق است . هنگامی كه شفاگر، دستان خود را به منظور درمان در مجاورت یك عضو غیر سالم قرار داده ،‌ شروع به شفابخشی می كند ، میدانِ مغناطیسیِ خارج شده از دستان او كه به مراتب قویتر از میدانِ مغناطیسی حاصل از عضو بیمار می باشد ، با دربرداشتن فركانسهای طبیعی و سلامت بخش مورد نیاز آن عضو، تأثیر درمانی خود را آغاز می كند و نهایتاً‌ با مكانیسمِ القایی ، فركانسِ طبیعی را به عضو بیمار بازمی گرداند . این تنظیمِ فركانس ، به نوبة خود بر جریانهای الكتریكی سلولها و سیستمِ عصبیِ عضوِ مربوطه و همینطور فعالیتِ بیولوژیك آن عضو تأثیر می گذارد و به این ترتیب ، درمان صورت می گیرد . تحقیقات به عمل آمده نشان می دهد كه فركانسهای شفابخش برای بافتهای مختلف بدن عبارتند از : فركانسِ معادلِ دو هرتز برای رشته های عصبی ، فركانسِ معادلِ هفت هرتز برای استخوانها ، فركانسِ معادلِ ده هرتز برای رباطها و فركانسِ معادلِ پانزده هرتز برای مویرگها . درهنگامیكه شفاگر به منظور یافتن نواحی نامتعادل و گرفتار در یك بیمار ، به اسكن نمودن بدن او می پردازد ، فرایند القای میدانهای بیومغناطیسی در جهت معكوس اتفاق می افتد . در این شرایط ، شفاگر كف یك یا دو دست خود را در فاصلة چند سانتیمتری بدنِ بیمار به آرامی حركت می دهد و درهمین حال به احساسی كه دركفِ دستِ او ایجاد می شود توجه می كند ( اسكن بیوسن )‌ . در این حین ، میدان بیومغناطیسی بیمار تغییراتی را در میدانِ كفِ دستِ شفاگر ایجاد می كند و این تغییرات توسط شفاگرحس می شود و به این ترتیب او قادر خواهد بود نواحی دچار عدم تعادل و تحت فشار را در میدان بیومغناطیسی بیمار تعیین نماید . یكی از ویژگیهای منحصر به فرد رِیكی این است كه برای انجام آن باید ابتدا توسط استاد، یك جلسة همسویی Attunement)) برای شفاگر برگزار گردد . همچنین برای انجام رِیكی نیازی به ذهنِ آگاهِ شفاگر نیست ، بلكه انرژیِ رِیكی خود به خود جریان می یابد و به هیچ عنوان از انرژی شخصی فردِ شفاگر استفاده نمی كند . حال ببینیم فرایند همسویی و درمان در رِیكی چگونه صورت می پذیرد . همسویی می تواند ابعادی نهفته از درون هر یك از ما را كه دارای درك بالاتری از كلیت وجود ، سلامت و شفای واقعی است ،‌ بیدار نماید . با توجه به اینكه آگاهی ، از فضایی ورای ذهن هوشیار ما منشاء‌ می گیرد ،‌ می توانیم چنین نتیجه گیری كنیم كه سرچشمة آگاهی در واقع همان منشاء اَبَر هوشیارِ درونِ وجود ماست . از سوی دیگر ، با دانستن اینكه رِیكی از انرژی فردِ شفاگر نمی كاهد ، به این نتیجه می رسیم كه پدیدة همسویی در واقع انرژی متفاوتی را نسبت به آنچه برای فعالیتهای روزمره مان استفاده می كنیم ، فعال می سازد . همة ما انسانها پتانسیلهای نهفته ای داریم كه در اكثریت افراد غیر فعال است و نیاز به بیدار شدن دارد . اَبَرهوشیاری می تواند عملكرد تالاموس و سیستم پری نوریال را به نحوی هدایت كند كه انرژیِ رِیكی را ایجاد و آنرا از طریق دستانِ فردِ شفاگر به عضو مبتلا برساند . با بیان ساده ترمی توان انرژی رِیكی را مجموعه ای ویژه از انرژی بیومغناطیسی و سایر انرژی هایی دانست كه ذهن اَبَرهوشیار،‌ كیفیت آنها را دقیقاً متناسب با نیازِ عضوِ مبتلا كه در زیرِ دستانِ شفاگر قرار دارد ، تعیین نموده و فرایند درمان را آغاز و تكمیل می نماید . بنابراین می توان چنین تصور كرد كه هر چه ابعاد عالی ترِ ذهنِ اَبَرهوشیار برای ایجاد مجموعه هایی قویتر و مؤثرتر از انرژی از لحاظ فركانس و قدرت ، بیدار شود ، می توان در موارد بیماریهای سخت و پیچیده ، با سرعت بیشتری به درمان بیماری پرداخت . در این صورت شفابخشی ، شامل تركیبی از عشق ، همدردی و محبت خواهد بود كه عضو آسیب دیده را هر چه بیشتر برای ترك الگوهای قدیمی و بازگشت به سلامتی تشویق می كند . یك درمانِ شفابخشیِ مؤثر و قوی ، قابل تشبیه به تعمیركارِ فوق العاده ماهری است كه بر اساس تجربه و درك بیشتر خود ،‌ قادر به انجام تعمیراتی می باشد كه از عهدة‌ سایر تعمیركاران خارج بوده است . وقتی به تدریج آگاهی خود را افزایش داده و عمیقتر از پیش به شفابخشی خود می پردازیم ، پتانسیلی كه در درونمان به عنوان یك شفاگر وجود داشته ،‌ هر چه بیشتر بیدار می شود تا جایی كه ما را قادر می سازد با ابعادی متعالی تر از ذهن اَبَرهوشیارمان ارتباط برقرار نموده ، مهارتهای والاتری را كسب نماییم . یكی از توانایی های بسیار جالب رِیكی همچون سایر روشهای انرژی بخشی ، درمان از راه دور است . همانگونه كه پیشتر توضیح داده شد ، نحوة درمان از طریق دستها هنگامی كه شفاگر در مجاورت فرد بیمار قرار گرفته باشد از طریق تأثیرات القایی میدانهای بیومغناطیسی آنها قابل درك است ، اما درمان از راه دور را درشرایطی كه ممكن است شفاگر نه تنها كیلومترها از بیمار خود فاصله داشته باشد بلكه نسبت به هم در دو سوی مختلف كرة زمین باشند ، از نظر علمی چگونه می توان توجیه كرد ؟‌ احتمالاً‌ درمان از راه دور بواسطة امواجِ اسكالر ( ٍScalar Waves : امواج الكتریكی با پایداری بالا كه می توانند بدون نیاز به سیم برق و بدون تبعیت از معادلة ریاضی انتشار امواج با سرعتی معادل یك و نیم برابر سرعت نور در فضا حركت كنند . كشف این امواج ، دستاوردی مهم و نوین در فیزیك مدرن بشمار می آید )صورت می گیرد . هنگامی كه دو میدان مغناطیسی متمایز،‌ دارای فركانسی كاملاً‌ مشابه بوده و دقیقاً از فاز خود خارج باشند ، نهایتاً یكدیگر را حذف می كنند ،‌ اما این حذف متقابل ، تأثیرات آن دو میدان را از بین نمی برد ، بلكه پتانسیل آنها همچنان موجود است و این پدیده منجر به ایجاد امواج اسكالر می گردد كه برخلاف امواج مغناطیسی (‌ كه با الكترونها در ارتباطند )‌ با هستة اتمها د رتعامل قرار می گیرند . این امواج نه تنها توسط قفسهای الكتزیكی فارادی Faraday Cages [1] یا سایر موانع شناخته شده متوقف نمی شوند ، بلكه خود را بدون كوچكترین افت انرژی و با همان قدرت اولیه (صرفنظر از بعد مسافت) ، به هدف مورد نظر می رسانند . همچنین ثابت شده است كه امواج مورد نظر،‌ با تأثیر بر روی بافتهای زندة بیولوژیك ، روند ترمیم و درمان را تسریع می نمایند . بنابراین ممكن است همانطور كه دكتر جیمز اوشمن معتقد است امواجِ اسكالر،‌ منشاء بنیادینِ درمان و ترمیم در بدن موجودات زنده باشند . علیرغم اینكه تئوریهای حاضر ، تا حدودی توجیه كنندة مكانیسم درمان از طریق شفابخشی می باشند ،‌ هنوز یك جنبه از شفا بخشی و كار فراطبیعی (معنوی) به صورت رازی بزرگ باقی مانده است . تولید میدانهای بیومغناطیسی و امواجِ اسكالر ر وابسته به جسم فیزیكی انسان و یا دستگاههای فیزیكی است ، در حالیكه بسیاری از شفاگرهای روحی، برای دریافت و هدایت انرژی ، با موجوداتی متعالی تر، كه فاقد هر گونه جسم فیزیكی می باشند ارتباطی مستقیم برقرار می كنند . از دیدگاه علمی نه تنها مكانیسم ایجاد انرژی توسط این موجودات ، بلكه حتی وجود آنها نیز، قابل توجیه نمی باشد . لذا هنوز برای درك عمیق تر شفابخشی و طبیعت آگاهی ، زمینه های تحقیقاتی گسترده ای در پیش روی علم نوین قرار دارد . بافتهای زندة بدن كه متشكل از ملكولها و اتم ها هستند ،‌ مستقیماً‌ در اتصال و تأثیرپذیری از تمامی نیروهای موجود در طبیعت می باشند . همگام با تكامل موجودات زند ه ، نیروهای مختلف ، اعم از نیروهای شناخته شده و نیروهای مرموز و ناشناخته برا ی عملكرد بدن با یكدیگر تركیب شده اند و طبیعتاً‌ با مطالعه موجودات زنده و به ویژه انسان ،‌ فرصتی بسیار خوب برای درك عمیق ترین و مرموز ترین نیروهای كیهانی به ما عطا خواهد شد . این شانس برای ما وجود دارد كه همگام با پیشرفت تحقیقات علم بشری در مورد شفاگری و عوالم روحی ،‌ كشفیات حیرت آوری به وقوع بپیوندد كه با گسترش آگاهی ذهن ما انسانها ،‌ تحولی متعالی را برای ادامة حیات بر روی كرة زمین برایمان به ارمغان آورد .

 

نویسنده : ویلیام لی رند

 برگردان و اقتباس : دكتر كیارش ساعتچی 

 برگرفته از كتاب جوهرة رِیكی تالیف والتر لوبك. فرانك آرجاوا پیتر. ویلیام لی رند

http://gorouh.org





نوع مطلب : ریکی، 
برچسب ها : نگاهی علمی به انرژی ریکی،
لینک های مرتبط : ریکی - قسمت سوم،
سه شنبه 22 فروردین 1396 01:59 ب.ظ
Great blog! Do you have any tips for aspiring writers?
I'm hoping to start my own website soon but I'm a little
lost on everything. Would you recommend starting with a free platform
like Wordpress or go for a paid option? There are so many choices out there that I'm
completely overwhelmed .. Any suggestions? Appreciate it!
یکشنبه 20 فروردین 1396 08:03 ق.ظ
I could not refrain from commenting. Very well written!
جمعه 28 تیر 1392 01:25 ب.ظ
سلام دوست من ، خوبی ؟ من آدرس وبلگم رو تغییر دادم ، لطفا در پیوندهات آدرس وبلاگ من رو آپدیت کن . خیلی خیلی ممنون ، شهاب . www.sarzaminhayedoor.blogfa.com
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه