تبلیغات
دنیای ماوراء الطبیعه - سفر آسترال پان آندو به سیاره موطن ORSKA
 
دنیای ماوراء الطبیعه
عرفان ، فراروان ، متافیزیك ، ارواح، طب گیاهی و...
درباره وبلاگ


علوم ماوراء الطبیعه نه در تناقص با اطلاعات دین اسلام است بلکه در تناقص با دانسته های عقل و اندیشه شما در مورد اطلاعات رخ می دهد، نپذیرفتن و اعتقاد نداشتن به این علم ناشی از فاقد عقل و اندیشه اطلاعات است.


مدیر وبلاگ : مجتبی

نویسندگان


آکاشا(Acasha) نامی برای کتابخانه کیهانی است – یک ﺑﻌﺪ مخفی که بخشی از ﺑﻌﺪ astral است اما کاملا یک سطح فرکانسی متفاوت با 7 سطح فرکانسی متفاوت ﺑﻌﺪ astral دارد. آکاشا دربردارنده تمام تاریخ موجودات و حوادث این کهکشان ما و حتی دورتر است. و اگرچه میتوان از ﺑﻌﺪ astral به آن دسترسی یافت(البته نه براحتی برای همه موجودات) اما آکاشا از طریق یک مکان مخصوص در ﺑﻌﺪ فیزیکی نیز میتواند مورد دسترسی قرار بگیرد. این مکان مخصوص, شهر شامبالا(Shambala) است که درواقع پایتخت پادشاهی زیرزمینی بنام آگارتا(Agharta) است. در شامبالا, ورودی ای به کتابخانه آکاشا وجود دارد و شهروندان شامبالا میتوانند واردش شوند و دانش صحیح را از هر موضوعی که باشد بدست آورند.

شهر شامبالا در عمق مرکز سیاره زمین واقع است و از نظر تکنولوژی و روحانی خیلی خیلی پیشرفته تر از تمدن انسان که روی سطح زمین زندگی میکند است. (تا به انتهای این مقاله همراه باشید.)

و در میان اطلاعات تاریخی کیهانی آکاشا, اطلاعات درباره تمدنهای قبلی سیاره زمین که از بین رفتند وجود دارد, تمدنهایی مثل لموریا(Lemuria), آتلانتیس(Atlantis) و مو(Mu), که فقط بخش بسیار کوچکی از کل تمدنهایی است که اینجا روی سیاره زمین بوجود آمدند و از بین رفتند. همچنین, اطلاعات درباره تمدنهایی که زمانی بر روی سیارات مریخ(Mars), ونوس(Venus) و آن یکی سیاره ای که زمانی بین سیاره مریخ و مشتری(Jupiter) وجود داشت و بدور خورشید میچرخید و اینکه بطور کل منهدم شد و اکنون تنها خرده سنگ های عظیم آن در مدارش وجود دارند.


این یکی از بهترین سفرهای آقای پن اندو در اوایل سفرهای astral او است.

همانطور که میدانید, عصاره وجودی ما(روح/انرژی/آگاهی/یا هرچیزی که اسمش را بنامید) هنگام خواب از بدن فیزیکی مان جدا میشود. کجا میرود؟ وارد پایین ترین سطح بعد astral میشود برای جذب انرژی از اقیانوس انرژی لایتناهی کیهانی در بعد بسیار پویاتر astral به بدن مولد انرژی مان(بدن اتری, etheric) از طریق 72,000 نادی یا کانال انرژی موجود در بدن اتری مان(77 مراکز مهم انرژی در ارتباط با تمام آن نادی ها که 7 تا از آن 77 تا همان مراکز معروف و اصلی انرژی بدن اتری مان هستند) و سرانجام انتقال آن انرژیها به بدن فیزیکی مان برای تجدید قواکردن و با طراوت شدن در بعد فیزیکی, کاملا ناآگاه از حضورش در آن بعد astral , بدلیل داشتن فقط 2 رشته فعال از 12 رشته DNA , قالبا معلق در فاصله چند متری بدن فیزیکی, یا در حالت بدون خواب دیدن و یا در حالت خواب دیدن که خواب دیدن در واقع هولوگرامهای کاملا واقعی است که عصاره وجودیتان با قدرتی که دارد در بعد astral میسازد مثلا یهو یک جنگجوی در حال مبارزه با یکسری خلافکار میشوید و… و حتی اینقدر این هولوگرامها واقعی اند که حتی در حالتیکه با خطر مواجه میشوید میترسید و در بدن فیزیکی تان اصطلاحا از خواب میپرید. اما افرادیکه بیش از 2 رشته از 12 رشته DNA فعال دارند(که فوق العاده نادرند) و افرادیکه با داشتن همین 2 رشته DNA فعال تمرینات ذهنی خاصی را دنبال کرده و پشت سر میگذارند(مثل راهب ها), در هنگام خواب در بدن astral شان در بعد astral نیز کاملا آگاه هستند, عین حالت بیداری بدن فیزیکی در بعد فیزیکی, در واقع روزها در بدن فیزیکی شان در بعد فیزیکی زندگی میکنند و شب ها در بدن astralشان در بعد astral زندگی میکنند. لازم بتوضیح است که, همانند بعد فیزیکی و حتی خیلی پویاتر از بعد فیزیکی, بعد astral نیز دارای خطراتی از هر نظر است و کمی طول میکشد که یک موجودیت چگونگی کنترل بدن astral اش را و همچنین بعد  astral را یاد بگیرد, مانند بدن فیزیکی در بعد فیزیکی که یک کودک طول میکشد براه رفتن بیفتد و محیط اطرافش را بشناسد, اما همانطور که گفتم این پروسه در بعد astral که بسیار پویاتر است خیلی سریع تر اتفاق می افتد.

 

و همچنین لازم به توضیح است که در DNA ما 64 حمل کننده(بدنهای مختلف) تعبیه شده اند که هر بدن مخصوص یک بعد بخصوص خودش است, یعنی عصاره وجودیمان برای ورود به بعد astral احتیاج به بدن astral فعال دارد و برای ورود به بعدی بالاتر از بعد astral از آنجاکه هر چه در ابعاد هستی بالاتر برویم, ابعاد کم چگالتر و با فرکانس ارتعاشی بالاتری هستند, احتیاج به بدنهای کم چگالتر از بدن astral برای ورود به ابعاد بالاتر از بعد astral می باشند, و همین طور الی آخر تا به بعد 64 ام. و لازم به توضیح است که باتوجه به کم چگالتر شدن بدنهای حمل کننده عصاره وجودیمان هرچه که در ابعاد هستی بالاتر برویم, بدنهای ابعاد بالاتر, بفرم بی حالتی در می آیند تا آنجاکه در ابعاد بسیار بالاتر بفرم کره انرژی هستند, همانطورکه بین بدن فیزیکی و بدن astral فرق وجود دارد, بدن astral بفرم نامرئی (transparent) است. و باز لازم به توضیح است که هر بعد نیز خودش دارای سطوح فرکانسی متفاوتی است, مثلا بعد Astral دارای 7 سطح فرکانسی متفاوت است و اینکه بیشتر ماها وقتیکه میخوابیم, عصاره وجودی ما با بدن astral مان در سطح پایینی بعد Astral (Low Astral) وارد میشود و جالب است که بدانید که بدن astral در سطح پایینی بعد astral یک کپی دقیق از نوعی لباسی را هم که در بدن فیزیکی تان پوشیده اید بصورت نیمه شفاف دربرمیگیرد.

 

اما (خلاصه مهمترین) شرح سفر Astral به سیاره موطن ORSKA: …….تا اینکه معلق در بالای ساختمان محل سکونتمان در بدن astral خود ایستادم و به آسمان پرستاره نگریستم, چند ثانیه بعد احساس قدرت کاملی کردم و به خودم دستور محکمی دادم – «حالا, مستقیم به Orska.»

 

احساس کردم که چیزی قدرتمند درونم شکل گرفت و من ناگهان خودم را با سرعت اعجاب انگیزی در حال پرواز به سمت ستارگان یافتم, نمیتوانید تصور کنید که چقدر فضا زیباست تااینکه خودتان با چشمان بدن Astralتان آنرا ببینید……………… تا اینکه به مرز قلمروی تحت کنترل Orska نزدیک شدم و سرعتم را به حداقل رساندم……. این چهارمین سفر astral من به Orska بود و میدانستم که آنها آمدن من را حس خواهند کرد………….. تا اینکه مکالمه ای با یکی از ساکنین آنجا شکل گرفت که مهمترین قسمت های آن بشرح زیر است:

–Orska: خوش آمدید! شما باید تا به حال دانسته باشید که نیروی زندگی تان خیلی قوی است نظربه آن حقیقت که شما «حمل کننده آبی (Water Vessel)» را اختیار کرده اید که کاملا توسعه یافته نیست. ما به خاطر این موضوع به شما تبریک میگوئیم.

 

-من: ممنونم, اما من آگاه هستم که هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری دارم.

–درست است.

 

-لطفا میتوانید بهم توضیح دهید, چرا لفظ «حمل کننده آبی» را برای بدن فیزیکی من استفاده کردید؟

–از نظر زیست شناختی, گونه های حیات که درون حمل کننده های آبی روی سطح سیاره شما زندگی میکنند اولاد موجودات آبی هستند که 5 میلیون سال قبل به سیاره زمین آورده شدند. منشا آن موجودات سیاره ای بود که به سیستم ستاره ای Vega متعلق بود.(فکر پان آندو:اولین نتیجه گیری منطقی من این بود که آنها بدن فیزیکی انسان را حمل کننده آبی مینامند زیرا دو سوم آن آب است, اما من اشتباه فکر میکردم.)

 

-چرا شما لفظ حمل کننده آبی را برای روی سطح زمین متذکر شدید؟

–تمدن دیگری داخل سیاره شما نیز دارای حمل کننده های آبی هستند.

 

-آیا تفاوتی بین آنها وجود دارد؟

–بله. در داخل زمین, حمل کننده آبی در حالت فرم منشا خودش است درحالیکه روی سطح زمین بصورت ژنتیکی اصلاح شده است.

 

-چرا میگوئید اصلاح ژنتیکی شده است؟

–نژاد موجودات Grey اصلاح ژنتیکی روی مولکول DNA اکثر حمل کننده های آبی که از سیل سراسری سیاره تان نجات یافتند انجام داده بود. هدف اصلی انجام این کارمحدودیت در ظرفیت مغز حمل کننده های آبی بود و پس از اصلاح ژنتیکی, حمل کننده های آبی دیگر قادر نبودند از طیف گسترده توانائیهای ذهنی منشاشان استفاده کنند. تنها استثناء, نجات یافتگان آتلانتیس بودند.

 

-کی سیل سراسری رخ داد؟

–6000 سال قبل.

 

-آیا حالت حال حاضر DNAمان موقتی آسیب دیده است و ما آیا قادرخواهیم بود دوباره از ظرفیت کامل ذهنی مان استفده کنیم.

–خیر. اما برای بدست آوردن دوباره پتانسیل هایتان, یک اصلاح ژنتیکی سراسری باید اجرا شود.

 

-آیا منظورتان آگارتا(Agharta) است وقتیکه به تمدن درون زمین متذکر شدید؟

–بله. یک نیروی حیات کیهانی خیلی بالا بنام Sanat Kumara در آنجا حضور دارد, در مرکز اصلی که شما بنام شامبالا(Shambala) میشناسید. «کریستال سبز» عظیم که رهبر تمدن ما است, با Sanat Kumara گفتگو میکند هرزمان که نیازی یا قصدی برایش باشد.

 

-آیا  Sanat Kumara حمل کننده آبی در اختیار دارد؟

–او هر فرمی را که در خورمناسب ببیند اختیار میکند. مهمترین چیز برای شما این است که بدانید که نیروی حیات او از سیاره ونوس(Venus) وارد شد وقتیکه شامبالا(Shambala) هنوز روی سطح سیاره تان بود.

 

-در آن زمان شامبالا در کدام موقعیت واقع بود؟

–امروزه شما آن مکان را صحرای گوبی(Gobi) مینامید. در آن زمانها, آن صحرا یک دریای بزرگ بود. بخش زمینی شامبالا روی جزیره ای نزدیک کرانه شمالی واقع بود.

 

-آیا شامبالا فقط یک شهر است؟

–خیلی فراتر از آن است.

 

-چرا Sanat Kumara به روی سیاره زمین آمد؟

–در آن زمانها, نیروی متجاوز رپتایلها(Reptoids) و گری ها(Grays) میخواستند تا منظومه شمسی شما را نابود کنند, درنتیجه کمک Sanat Kumara و پیروان بیشمارش نیاز بود تا مانع نابودی شوند.

 

-آیا شانسی برای راه حل صلح جویانه آن بحران بود؟

–خیر. تمدن رپتایلها(Reptoids) در سراسر این کهکشان و سایر کهکشانها پخش است و هرجاکه آنها میروند, با خشونت و بدون مذاکره برخورد میکنند. آنها تمام کیهان را مایملک خودشان میدانند و مصمم هستند تا به این هدف نیز برسند. تمدن گریها(Grays) در رتبه دوم این ارتباط نسبت به رپتایلها قرار دارد و آنها معمولا دستورات رپتایلها را دنبال میکنند.

 

-چرا گری ها باید از رپتایلها اطاعت کنند؟

–گونه های زیادی ازگری ها وجود دارند و فقط سه گونه از آنها بردگان رپتایلها هستند. آن سه گونه مطیع رپتایلها بصورت ژنتیکی دوباره برنامه ریزی شده اند تا اینکار را کنند. اگر گری ها از آنها اطاعت نکنند نابود خواهند شد.

 

-آیا رپتایلها مهندسی ژنتیک روی حمل کننده های آبی که روی سطح سیاره زمین زندگی میکنند را هدایت میکنند؟

–بندرت. گری ها بیشترین دستکاری ژنتیکی حمل کننده های آبی روی سطح سیاره زمین را برای آنها انجام میدهند.

 

-یعنی گری ها نمیتوانند حمل کننده های آبی آگارتا(Agharta) را بربایند؟

–بله. سپرهای الکترومغناطیسی  اطراف آگارتا وجود دارند که مانع تله پورت کردن حمل کننده های آبی از آگارتا مستقیما به سفینه های گری ها میشوند.

 

-یعنی, دارید میگوئید که ما پیوسته در معرض ربایش از جانب گری ها هستیم؟

–خیر. در مبنای دوره ای وقتیکه آنها ملاحظه کنند که نیازی برایش وجود دارد.

 

-چطور آنها این را تشخیص میدهند؟

–گری ها یک وسیله کوچک الکتریکی در هر موردی که ملاحظه کنند برای برنامه ژنتیکی نیاز باشد جاسازی میکنند که به آنها اجازه میدهد تا آن مورد را تمام وقت نظارت و تعیین محل کنند. وقتیکه نیازی برای ربایش آن مورد باشد آنها فقط آن مورد را مستقیما به سفینه هایشان تله پورت میکنند.

 

-منظورتان کاشتنیها(implants) است؟

–بله.

 

-چطور میشود که ما نمیتوانیم آنها را تشخیص دهیم؟

–در مدت ربایش, اشیاء خیلی ریزی در مکانهای مختلف درون حمل کننده آبی جاسازی میشوند اما بیشترین محل درون سر مورد ربایش شده با نفوذ مستقیم ازمیان بینی است. آن کاشتنیها فقط بدلایلی که مورد ربایش شده در محل نزدیک به آن نقاتیکه کاشتنیها واقع شده اند آنچه شما تصاویر x-ray مینامید بگیرد معلوم خواهند شد.

 

-چطور میشود که هیچ عفونتی یافت نمیشود و بافت فاسد نمیشود, زیراکه آن کاشتنیها در نسبت با ارگانیسم بدن بعنوان اشیاء خارجی هستند؟

–در بیشتر موارد, یک قشر خاکستری خیلی نازک اطراف آن کاشتنیها وجود دارد که طراحی شده اند برای سازگاری آن ابزارها با بافتهای مجاور و بهمان اندازه برانگیختگی عصبی تولید میکنند.

 

-آیا از ابزارهای کاشتنی فقط برای نظارت کردن و تله پورت کردن حمل کننده های آبی استفاده میکنند؟

–بستگی به آن ابزارها دارد. بیشتر کاشتنیها برای خدمت به مقاصد زیادی ساخته شده اند, اما علاوه بر نظارت کردن و تعیین محل کردن برای کنترل رفتار آن مورد نیز ساخته شده اند, مسبب بیهوشی موقتی یا حتی نابودی کامل او اگرکه آنها آنرا لازم بیابند.

 

-آیا حمل کننده آبی من دارای ابزار کاشتنی است؟

–هنوز نه. درغیر اینصورت الان اینجا در حال مکالمه با ما در فرم astral خودت نمیبودی. تاکنون, به این معنی نیست که گری ها روشهای تکنولوژیکی و ذهنی دیگری را دارا نباشند تا بخواهند رد تو را بگیرند اگرکه بخواهند.

 

-متوجهم. کنجکاوم که آیا تمام دنیای زیرزمینی در سیاره زمین به آگارتا(Agharta) متعلق است؟

–خیر. در بخشهای مهم اقلیم هایی که شما امروزه آمریکای شمالی و جنوبی مینامید, پایگاههای زیرزمینی زیادی وجود دارند که بیشترشان به گونه های رپتایلها و گری ها متعلق هستند.

 

-یعنی نژادهای دیگر فضائی(غیر از رپتایلها و گری ها) در سیاره زمین حضور دارند و فعال هستند؟

–بله, علاوه بر رپتایلها و گری ها, 4 نژاد هستند که برای مدت زمان خیلی طولانی در زیرزمین زندگی کرده اند و 2 نژاد فضائی که بطور دوره ای روی سیاره تان ساکن میشوند.

 

-گذشته از آن دو نژاد فضائی(منظور رپتایلها و گری ها) شناخته شده برای من, آیا سایر نژادهای فضائی جهت گیری دوستانه نسبت به موجودات در حال زندگی روی سطح سیاره زمین دارند؟

–فقط 2 نژاد نسبت به حمل کننده های آبی دلسوز هستند اما آنها از ارتباط اجتناب میکنند بدلیل رپتایلها.

 

-چه ارتباطی بین آگارتا(Agharta) با تمام بقیه گونه های فضائی است؟

–آنها دائما در درگیری با بیشتر آنها هستند. رپتایلها مصمم به پایان دادن به انقراض بازماندگان نژاد لمورینها(Lemurian) هستند.

 

-آنهایی که در آگارتا زندگی میکنند اولاد لمورینها هستند؟

–بله. پس از جنگ ویرانگر عظیم, بازماندگان نژاد لمورینها به اعماق زمین در داخل سیاره عقب نشینی کردند؟

 

-چه کسی دشمن لمورینها در آن جنگ سراسری بود؟

–آتلانتیسیها, رپتایلهایی که بیشترشان روی سیاره ای که هنوز در آن زمان بین سیاره مریخ و مشتری(Jupiter) بدور خورشید میچرخید, گری ها که اجتماعاتشان را روی سیاره زمین داشتند و خیلی گروههای کوچکتر دیگر که هدفشان ترس و ترور در این بخش از کهکشان بود.

 

-آیا لمورینها نیز دارای متحدین بودند؟

–بله. متحدین لمورینها, مو(Mu), Sirius , Orska , Venus , Mars , و سایر تمدنهای کوچک دیگر بودند که هدفشان صلح و صفا در این بخش از کهکشان بود.

 

-خب, متحدین منفی بردند؟

–بستگی به دیدگاه دارد. سرانجام, سیاره زمین در معرض سیل سراسری رها شد. Atlantis و Mu ازبین رفتند. بیشتر لمورینها برنامه ریزی کردند به زیرزمین عقب نشینی کنند و از نابودی خلاص شدند. آن سیاره بین سیاره مریخ و مشتری در حال چرخش بدورخورشید با %80 رپتایلها کاملا ازمیان رفت. Venus سیاره ای مرده شد, Sirius خسارت عظیمی دید, ما %40 خودمان را از دست دادیم و گری ها خسارات شدیدی متحمل شدند. فقط میتوانید یک نتیجه گیری را مطرح کنید – هیچ کس نمیبرد, اما همه تلفات میدهند.

 

-آیا رپتایلها و گری ها پس از آن جنگ از منظومه شمسی مان بیرون رفتند؟

–فقط برای مدتی کوتاه. زود پس از پایان جنگ, آنها حتی با شمار بیشتری برگشتند اما دیگر چیز زیادی برای پیروزی یافتن وجود نداشت. از آن وقت تاکنون فقط %10 از آنها ماندند.

 

-آیا برای بیرون راندن این نیروهای منفی از این بخش از کهکشان هیچ امکانی وجود دارد؟

–بله. می بایست در سال 2012 رخ دهد.

 

-منظورتان با عملیات نظامی است یا با چیزی دیگر؟

–هر دو تای آنها.

 

-آیا «کریستال سبز» خدا است؟

(در آن لحظه, چیزی قدرتمند در عصاره وجودی ام احساس کردم که تمام مدت از زمانیکه مکالمه ام شروع شده بود داشتم احساس میکردم, اما در پس زمینه مثل یک نظاره گر خاموش.)

—کریستال سبز: من هستم آنچه که هستم.

(من از قدرت افکارش متعجب بودم. آنها خودشان را پژواک میدادند مانند اینکه داشتند از هرجا می آمدند و نه فقط از یک منبع.)

 

-معذرت میخواهم اگر شما را رنجانده ام.

(من هیچ رضایت یا عدم رضایتی نگرفتم, اما آن به مکالمه ادامه داد, مثل اینکه معذرت خواهی من را دریافت نکرده بود.)

—من فقط یک فرستنده خواست و اراده نیروی نهائی خلقت که نژاد شما یک خدا مینامد هستم.

 

-چند سال دارید؟

—اگر بطور فیزیکی منظور است, تقریبا 8 میلیارد سال.

 

-چطور میشود که این سیاره توسط تلسکوپهایی که روی سیاره زمین داریم قابل رویت نیست؟

—تکنولوژی پیشرفته.

 

-آیا موجودیتهای Orska دارای جنسیت هستند مثل مذکر و مونث؟

—خیر. آنها حمل کننده فیزیکی شان را از من میگیرند.

 

-منظورتان این است که بواسطه شما دوباره تولید میکنند؟

—خیر. آنها همگی گونه های حیات کیهانی منفرد هستند. من فقط حمل کننده فیزیکی را برای آنها مادی میکنم.

 

-چقدر آن حمل کننده فیزیکی دوام می آورد؟

—2000 سال.

 

-آیا آنها نیازی به غذا مانند حمل کننده های آبی دارند؟

—نه در آن راهی که نژاد شما دارد آنرا مصرف میکند. آنها دهانی مانند دهان نژاد شما ندارند زیراکه آنها خودشان را از انرژی طبیعی که آزادانه در سرتاسر تمام فضا شناور است تغذیه میکنند.

 

-آیا آنها دارای مغز هستند؟

—بله. کوچکتر از مغز حمل کننده های آبی است اما %100 کارکردی و کاملا تحت کنترل است.

(آن لحظه یک دید هولوگرامی کامل دریافت کردم از آنچه حمل کننده های فیزیکی شان شبیه بود. آن مانند یک شبیه ساز 3 بعدی کامپیوتری با آمار خیلی زیادی درش بود. اگرچه من قبلا بارها ارتباطات نزدیکی با آنها داشته بودم, اطلاعاتی که کریستال سبز داشت آشکار میساخت برای من ناشناخته بود. سعی میکنم آن وجود از Orska را برایتان توصیف کنم: از لحاظ شکل شبیه انسان است. پوست کاملا سفید است. فرم سر شبیه به فرم یکی از گونه های گری ها است اما رنگ چشم ها متفاوت است, چشمان برنگ سبز متالیک. بازوها بلندتر از نوع بازوهای گری ها است و با 2 انگشت در هر دست. پاها خیلی باریک هستند و فقط 3 انگشت پا در هر پا می باشد. بطورکلی صحبت کردن درباره موجودیت فیزیکی Orska دوست داشتنی است و خشونت یا حتی احساس ترس مانند آنچه گری ها دارند ندارد.

 

-آیا تمام شهروندان Orska در بعد astral فعال هستند؟

—بله. آنها بیشتر زندگیشان را در ابعاد بیشتر بالاتر از آن یکی که شما الان در آن هستی میگذرانند. همانطور که قبلا میدانی, تمدن ما یکی از قدیمیترین ها در این بخش از کهکشان است و از زمان آغاز حضور ما در اینجا, ما دسترسی کامل به تمام ابعادی که در این کیهان وجود دارند داشته ایم.

 

 

-میتوانید به من برای تکمیل آموزشم کمک کنید؟

—فقط تا به یک نقطه معین. باید حمل کننده آبی خودت را به درون شامبالا(Shambala) جابجا کنی, برای دست یافتن به اهدافی که من از عصاره وجودی ات میبینیم که میخواهی بهشان دست یابی.

 

-چطور باید ورودی به شامبالا را پیدا کنم؟

—برای من معلوم است که حمل کننده های آبی از شامبالا با تو تماسهای زیادی ساخته اند و واضحا به تو توضیح داده اند آنچه را که باید انجام دهی. خب, چرا داری از من درباره همان موضوع سوال میپرسی؟


-من را میبخشید, اما میخواهم مطمئن بشوم.

—اگر در قلبت خالص هستی و اگر ذهنت صاف است, چیزهایی را خواهی دید که یک ذهن سایه افکنده شده نمیتواند.

 

-متوجه ام.

—آماده باش تا با برخی مقاومت در طی جابجایی ات به آنجا مواجه شوی. گری ها از پتانسیل تو آگاه هستند و هرکاریکه لازم بدانند انجام خواهند داد تا تو را از رسیدن به شامبالا متوقف کنند.

 

-آیا شما و شامبالا میتوانید از من دربرابر آنها در سفرم به آنجا حفاظت کنید؟

—فقط تا به یک سطح معین. درطی جابه جایی ات به شامبالا باید ذهنت را خیلی قویتر از گذشته کنترل کنی زیراکه گری ها آنرا بسختی هدف خواهند گرفت. اگر مدیریت کنی تا کنترل ذهنت را نگه داری و تاثیر گری ها را مسدود کنی موفق خواهی شد. درغیراینصورت, شکست خواهی خورد.

 

 

-چرا آنها (گری ها) من را خیلی مهم مییابند؟

—از 2 جنبه. اول اینکه DNA تو حاوی یک ژن است که میانگین حمل کننده های آبی سطح سیاره شما آنرا دارا نیست. دوم اینکه عصاره وجودی تو حاوی اطلاعات عمده ای درباره دانشی است که حتی برخی تمدنهای قدیمی تر از ما در تو باقی گذاشته اند.

 

-این دلیلی است که چرا من حس میکنم با چیز سنگینی پر شده ام اما نمیتوانم به آن ناحیه دسترسی داشته باشم حتی اگر بخواهم. برای من بنظر میرسد که نوعی سد مانند یک کد مفقوده یا چیزی مشابه وجود دارد. خب, این توضیح میدهد تاثیری را که اغلب با هیچ دلیل خاصی اطلاعات از عمق عصاره وجودی ام بیرون می آیند و من مطمئنم که آن اطلاعات را هرگز در طول این زندگی کنونی ام بدست نیاورده ام. آن دانش شامل چه میشود؟

—برای اکنون, دانشی که تو در اختیار داری کافی است. بقیه اش به تو گفته خواهد شد اگرکه به شامبالا برسی.

 

-آیا چیز دیگری هست که باید بدانم؟

—وقتیکه بدنبال ورودی شامبالا خواهی بود, فراموش نکن که با تمام قلبت اعتقاد داشته باشی که آنرا خواهی یافت. فقط اگر قلبت خالص و انباشته با عشق و شفقت بدون قیدوشرط باشد موفق خواهی شد. به خانواده ات فکر نکن زیراکه اگر قلبت مصمم نباشد و به دو نیم شود, شکست خواهی خورد. گری ها آنجا بیشترین هدفگیری را خواهند داشت.

 

-ممنونم.

—حالا باید بروی.

(ناگهان احساس کردم که آن آگاهیها از آگاهی من عقب نشینی کرده اند. زمان برگشتن من بود و به خودم گفتم: «دارم میروم خانه!» در این ضمن, داشتم انرژی astral انباشته میکردم. و……با تله پورتیشن به سیاره زمین منتقل شدم…..به سوی ساختمانی محل سکونتم پرواز سوق آزاد کردم….و از فاصله چند متری بالای بدن فیزیکی ام شیرجه بسوی بدن فیزیکی ام زدم و با شوک و ضربه قوی به احساس بدن فیزیکی ام بازگشتم, حس خیلی خوبی بود و در 5 ثانیه بعد چشمانم را گشودم. کاملا بیحرکت ماندم حتی بدون حرکت یک میلیمتر, برای بیادآوردن حتی کوچکترین جزئیات آن سفر astral.)



منبع  www.ufolove.wordpress.com





نوع مطلب :
برچسب ها : سفر آسترال پان آندو به سیاره موطن ORSKA، آکاشا،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 3 شهریور 1392 01:16 ق.ظ
درباره اکاشا خونده بودم ولی این مطالبم خوب بود
شنبه 18 آذر 1391 03:53 ب.ظ
سلام...ممنون از وب زیباتون...
من که خیلی استفاده کردم
مجتبی سلام
خواهش می کنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه