تبلیغات
دنیای ماوراء الطبیعه - معرفی مركز جهانی ZX- ضمیمه اول
 
دنیای ماوراء الطبیعه
عرفان ، فراروان ، متافیزیك ، ارواح، طب گیاهی و...
درباره وبلاگ


علوم ماوراء الطبیعه نه در تناقص با اطلاعات دین اسلام است بلکه در تناقص با دانسته های عقل و اندیشه شما در مورد اطلاعات رخ می دهد، نپذیرفتن و اعتقاد نداشتن به این علم ناشی از فاقد عقل و اندیشه اطلاعات است.


مدیر وبلاگ : مجتبی

نویسندگان

شناخته‏ شده ‏ترین پدیده‏هایی كه تاكنون به صورت آزمایشی در زمینه‏ی انرژی‏ زایی و رشته‏های مشابه آن مشاهده شده، آزمایشاتی است كه توسط گروه‏هایی از كارورزان باطنی یا سایر افراد مستعدی كه توانایی مادرزادی داشته‏اند، به صورت سیستماتیك، در كشورهای مختلف صورت گرفته است. در این گفتار سه گروه از شاخص‏ترین این جریانات را مورد اشاره قرار می‏دهیم.

 در این متن، از سه گروه مذكور با علامت اختصاری )قراردادی( ZX، VX و  WXنام می‏بریم. هر یك از این سه گروه انرژی‏زایی در یكی از مناطق جهان فعالیت دارند و هر كدام دارای چندین شاخه می‏باشند.  WXدر آمریكا و آمریكای جنوبی، VX و ZX در آسیا.

 در یك مقایسه‏ی كلی میان این سه گروه انرژی‏زایی می‏توان گفت كه گروه  WXاز نظر تعداد و تنوع پدیده‏ها بر دو گروه دیگر برتری دارد.  VXبیش‏تر بر شفابخشی و درمان متمركز است. از نظر كیفیت و قدرت پدیده‏ها ZX بر دو گروه دیگر برتری دارد، اما تاكنون در آن به فعالیت‏های شفابخشی پرداخته نشده است. همچنین منسجم‏ترین ساختار به گروه WX تعلق دارد. فعالیت هر سه گروه به اندازه‏های مختلف، ناآشكار می‏باشد و تعهد ناشناختگی همچون همه‏ی جریان‏های اسرارگرا در مورد این سه جریان هم )به نسبت‏های مختلف( وجود دارد. به همین دلیل اطلاعات ضد و نقیضی درباره‏ی فعالیت‏های آنان در دست است. بنابراین از میان حرف‏های مختلفی كه در این باره وجود دارد تنها به آن دسته از مطالبی اشاره می‏كنیم كه از طریق منابع موثق دریافت شده است.

    ابتدا به ××× (1) مركز تحقیقات و مطالعات انرژی‏زایی - روح‏زایی در نظر دارد در آینده )در صورت امكان( به معرفی دو گروه دیگر نیز بپردازد. ×××ZX می‏پردازیم. بعضی از آزمایشات و تمریناتی كه در مركز انرژی‏زایی ZX، به صورت كنترل شده و تحت قواعد ایمنی‏سازی انجام می‏شود عبارتند از:

     1 - تبدیل دانه به جوانه )در زمان كوتاه(

     2 - تبدیل تخم به جوجه )در زمان كوتاه(

     3 - توقف ضربان قلب )این تمرین و تمرینات، با سوژه‏های حیوانی انجام

     می‏شوند(

     4 - اختلال در فعالیت مغز یا توقف آن

     5 - اختلال یا توقف فعالیت سایر قسمت‏های سیستم عصبی و هورمونی و سایر قسمت‏های بدن

     6 - اختلال در آگاهی و حافظه )اختلالات شعوری(

     7 - انتقال فكر و انتقال اراده

     8 - انتقال خواب

     9 - تبادل انرژی از طریق رؤیاها

     10 - تهاجم روانی

     11 - تخلیه‏ی انرژی

     12 - انتقال انرژی

     در ZX تمرینات انرژی‏زایی یا تحت شرایط كنترل شده و با نظارت دقیق مربی صورت می‏گیرد و یا به خود شخص واگذار می‏شود كه هرگاه فرصت مناسبی را برای تمرین كردن به دست آورد، به انجام تمرین متناسب با آن بپردازد. این واگذاری با توجه به تدابیری است كه در ZX به عمل آمده تا از هر گونه سوء استفاده‏ی احتمالی و تجاوز به حقوق دیگران جلوگیری شود. بنابراین تمرینات روزمره تحت قواعد كاملاً معینی قابل انجام است. در دل همین تجارب كنترل نشده و روزمره‏ی كارورزان است كه در ذكر تمرینات تكراری )بعضاً خسته‏كننده( گاهی خاطراتی به‏یاد ماندنی رخ می‏دهد كه افراد جز برای مربی خود، مجاز به فاش ساختن آن نیستند مگر آن كه این موضوع با اجازه‏ی مربی مربوطه باشد. احتمالاً مجموعه‏ی خاطرات این كارورزان حجم زیادی را شامل می‏شود زیرا هر یك از كارورزان به طور معمول دارای صدها و شاید هزاران تجربه‏ی ناموفق و موفق است. طبق برنامه، كارورزان بیش‏تر این خاطرات را ثبت می‏كنند. بعد از هماهنگی‏هایی كه به عمل آوردیم اجازه پیدا كردیم كه به تعداد كمی از این تجارب روزمره‏ی كارورزان (ZX) دسترسی پیدا كنیم كه به ذكر آن‏ها می‏پردازیم. سعی كردیم از هر یك از شاخه‏های تمرینات مستقیم انرژی‏زایی حداقل یك خاطره‏ی »قابل ارائه« را پیدا و ذكر كنیم.

     

     

     

     نمونه‏هایی از آزمایشات انرژی‏زایی در ZX

     

     خاطره اول: آزمایش كنترل خواب و خواب بستن

     

     یكی از قسمت‏های تمرین خواب‏های از راه دور این طور بود كه باید سوژه را در خواب بسیار عمیق قرار دهیم و امكان بیدار شدن او را سلب كنیم. به طوری كه سوژه تحت هیچ شرایطی نتواند بدون فرمان عامل از خواب عمیق بیدار شود. همراه با مربی‏ام در مینی‏بوس شهری نشسته بودیم و او در حال تعیین سوژه‏های تمرینی برای من بود. در چند موردی كه برایم مشخص كرد نتوانستم نتیجه‏ی موفقی را نشان بدهم، شاید به این دلیل كه او با تبحری كه در این كار داشت سخت‏ترین سوژه‏ها را كه به آن »روان عایق« می‏گفتیم انتخاب می‏كرد. اما بالاخره در یكی از سوژه‏ها توانستم به نتیجه‏ی نهایی برسم. ما در عقب مینی‏بوس نشسته بودیم. او یك نفر را در جلوی مینی‏بوس به من نشان داد تا به عنوان سوژه‏ی تمرینی روی آن كار كنم. فشار خیلی زیادی به خودم آوردم و آن شخص در خواب بسیار عمیقی فرو رفت. با صدای بلند، خروپف می‏كرد. به مقصد رسیدیم و همه پیاده شدند اما او همچنان خروپف می‏كرد. من نباید می‏گذاشتم بیدار شود. مربی‏ام به همراه راننده‏ی مینی‏بوس شروع كردند به بیدار كردنش. داد می‏زدند، تكانش می‏دادند اما فایده‏ای نداشت. اگر نفس كشیدن و خروپفش نبود، می‏شد با اطمینان گفت كه مرده است. بعد از مدتی مربی‏ام كه خودش برای بیدار كردن آن شخص تلاش می‏كرد و در واقع نتیجه‏ی تمرین مرا ارزیابی می‏كرد به من اشاره داد كه بیدارش كنم و من هم فرمان‏های ذهنی بیداری را ارسال كردم. او خیلی زود بلند شد اما حالت كسی را داشت كه مفهوم زمان و مكان را از دست داده است. با شك و تردید به من نگاه می‏كرد. شاید چیزی را فهمیده بود.

     

     خاطره دوم: آزمایش شفابخشی در شرایط اضطراری××× (1) در ZX اجرای تمرینات شفابخشی به ندرت و تنها در شرایط اضطراری و حاد ممكن است صورت گیرد. ×××

     

     چند ماهی بود كه در خانه‏ی مربی‏ام زندگی می‏كردم. یكی از دخترهای همسایه مربی‏مان ظاهراً علاقه‏ی زیادی نشان می‏داد كه با من ارتباط داشته باشد. من هم شدیداً به او علاقه‏مند شدم، اما برای من چنین ارتباطی غیرمجاز محسوب می‏شد. مربی‏ام متوجه این موضوع شده بود بنابراین صریحاً به من دستور داد كه این شخص را نادیده بگیرم، چون این احساس هوس است و به زودی از سرم می‏پرد. اما من واقعاً فكر می‏كردم عاشق شده‏ام. از شرح ماجرای این موضوع می‏گذرم اما نتیجه این تجربه، چیز دیگری بود.

     بعد از مدتی آن دختر به اصطلاح برایم ضرب‏العجل تعیین كرد و گفت همین امشب باید جوابم را بدهی. با مربی‏ام در میان گذاشتم، او قاطعانه گفت كه جواب رد بده. شب همدیگر را دیدیم و من با صراحت به او جواب رد دادم. او گفت اگر این طور باشد خودش را می‏كشد و من سعی كردم او را از این فكر منصرف كنم چون آدم خیلی لجوجی بود و این طور به نظر می‏رسید كه حرفش حرف است. از قرار معلوم برای همیشه خداحافظی كردیم. حدود نیم ساعت تا چهل دقیقه‏ی بعد، از خانه‏ی آن‏ها صدای جیغ و فریاد شنیدیم. دیواری كه بین دو تا خانه بود خیلی عریض نبود و صدای آن‏ها به گوش می‏رسید. صداها حاكی از آن بود كه او از حال رفته و خواهرش برای مادرش توضیح می‏داد كه او پنجاه عدد قرص××× (2) طبق دانش پزشكی چند عدد از این قرص‏ها هم می‏تواند شخصی را بكشد. ××× خورده است، هر چه هم از خودش سؤال می‏كردند صدایی نمی‏آمد كه نشان دهد جواب می‏دهد. داشتند حاضرش می‏كردند كه به بیمارستان ببرند. مربی‏ام هم در اتاق بود و صداها را با خونسردی و آرامش می‏شنید. او گفت چون ما مسبب این كار بوده‏ایم و در آن دخالت داشته‏ایم پس باید كاری بكنیم. یكی دیگر از كارورزان هم آن‏جا بود. قرار شد یك جلسه انرژی‏زایی، از راه دور روی آن كار شود. فوراً جلسه‏ی انتقال انرژی شروع شد. آن‏ها فرستاده بودند پدر دختر بیاید. اما قبل از رسیدن پدرش حالش خوب شد به شكلی كه حتی از رفتن به بیمارستان منصرف شدند. چند روز بعد هم یكی دو بار دیگر باز هم آن دختر پیغام داد كه اگر فلان نشود، خودكشی می‏كند و مربی‏ام با بی‏اهمیتی گفت دیگر هر كاری بكند به تو ارتباطی ندارد.

     بعد از چند هفته‏ای فهمیدم كه موضوع واقعاً هوس بوده چون خیلی زود تمام آن به اصطلاح محبت به نفرت تبدیل شده بود. بعداً هم این خانم پیغام عجیبی برایم فرستاد مبنی بر این‏كه هر بلایی كه به سر دوست پسرش بیاید )منظورش كتك‏كاری و این‏ها بود( آن را از چشم من و فلانی )مربی‏ام( می‏داند و حسابمان را می‏رسد.

     

     خاطره سوم: آزمایش انرژی‏زایی تخریبی

     

     تأثیرگذاری به روی تعدادی سوژه‏ی حیوانی، توقف ضربان )قلب و مغز( و جریان خون آن‏ها، تمرینی بود كه می‏بایست طی یك مقطع چند ماهه بر آن متمركز می‏شدم. بعد از این‏كه در جستجو برای سوژه‏های حیوانی كه بتوانم كار تأثیرگذاری را به روی آن‏ها انجام دهم به نتیجه‏ی مشخصی نرسیدم، تصمیم گرفتم كه به روی تعدادی مرغ و خروس كه مربوط به برادرم بود، تمرینات را اجرا كنم. از نظر هماهنگی ارتعاشی در وضعیت مناسبی بودم. حدود ده تا از مرغ و خروس‏ها را به عنوان موضوع تمرین انتخاب كردم. تمرینات چند هفته‏ای طول كشید و نتیجه موفقیت آمیز بود. تقریباً هر سه روز یكی از آن‏ها می‏مرد. كار به خوبی پیش می‏رفت و اشكال اصلی آن در این بود كه همه‏ی آن‏ها از طریق توقف ضربان قلب نمردند. شاید به این دلیل كه من پس از فرمان‏های توقف ضربان قلب، فرمان مرگ را هم همراه می‏كردم. از بین آن‏ها، یكی از خروس‏ها خودش را به داخل یك تشت آب انداخت و در آن مرد. تشت آبی كه اغلب از آن آب می‏خورد. عمق آب خیلی كم بود اما در هر حال من صبح جنازه‏ی آن را در تشت آب دیدم. یكی دیگر هم، بعداز اجرای تمرین، مثل دیوانه‏ها شد. از حیاط به سمت بیرون دوید، به طرف جاده رفت و خودش را زیر ماشین انداخت. بقیه هم )احتمالاً( به صورت توقف ضربان قلب یا توقف فعالیت مغز مردند.

     

     خاطره چهارم: آزمایش القاء خواب منیتیكی

     

     بعد از پایان یك دوره‏ی نسبتاً طولانی از تمرینات القاء خواب‏های منیتیكی از راه دور، به مربی‏ام اعلام كردم كه آمادگی اجرای آزمون پایانی مرحله‏ی خواب‏ها را دارم. او چند مرحله‏ی آزمونی را برایم مشخص كرد. به عنوان اولین مرحله، یك روز صبح چند نفر را به خانه‏ای كه در آن‏جا ساكن بودم آورد.  آن‏ها از افرادی بودند كه تا حدودی تحت اختیار ایشان عمل می‏كردند اما كاملاً از ماجرا بی‏خبر بودند. دلیل بی‏خبری‏شان هم این بود كه مبادا دچار تلقین شوند و به خودشان تلقین كنند كه قرار است بخوابند. آن افراد در حیاط ماندند و ما در داخل خانه ماندیم. مربی‏ام آن‏ها را یكی یكی صدا می‏زد و به داخل می‏آورد. هر كدام از آن‏ها را در وضعیت متفاوتی از نظر جسمانی قرار می‏داد. نشسته، سرپا و شاید در حال حركت هم بود. آن‏ها كمی هم متعجب شده بودند. قرار بود بدون این‏كه من حركتی مبتنی بر قصدی كه دارم انجام دهم، هر یك از افراد را در زمان خیلی كوتاهی )با زمان مطلوب 3 ثانیه( عمیقاً خواب كنم و ارتباط ذهنی خود را با آن‏ها برقرار كرده و كنترل و برنامه‏ریزی ذهنشان را به عهده بگیرم. در آن مرحله با همه‏ی افراد جز یك نفر به نتیجه رسیدم. آن‏ها عمیقاً و به سرعت می‏خوابیدند، البته بدون این‏كه من چیزی بگویم و یا علامتی را از منظورم بروز دهم، چون مبنای كار ارتباط ذهنی بود. بعد از این‏كه می‏خوابیدند ذهناً به آن‏ها فرمان‏هایی را می‏دادم كه در همان لحظه مربی‏ام )كه به كنارم آمده بود(، روی كاغذ می‏نوشت و نشانم می‏داد. به جز آن یك نفر همه افراد، با چشم بسته فرمان‏های ذهنی مرا اجرا می‏كردند. بعد از پایان تمرین، آن افراد در جریان موضوع قرار گرفتند با ذكر این مطلب كه این‏ها قبلاً برای سوژه‏ی تمرینی بودن، اعلام آمادگی كرده بودند. برای گذار از آن مرحله من چند سال دیگر هم تمرین كردم. فكر می‏كنم دلیل این متوقف شدن هم شكست من در ارتباط با آن یك نفر بود.

     

     

     معرفی بزرگان روح زایی××× (1) روح زایی« عنوان آخرین و جدیدترین مكتب باطنی، موسوم به هنرهای ماورائی می‏باشد. ×××

     تجاربی كه در این بخش به ذكر آن‏ها می‏پردازیم برگزیده و خلاصه‏ای از بعضی اعمال خارق‏العاده‏ی یكی از بزرگ‏ترین اساتید باطنی است كه تاكنون به تجربه‏ی بشر رسیده است. گزارش‏هایی كه درباره‏ی این روح بزرگ و متعال وجود دارد حاصل مشاهدات و تجربه‏های ده‏ها تن از كسانی است كه با وی برخورد و تماس داشته‏اند. این مشاهدات شدیداً توسط گزارش‏دهندگان تأیید شده است. در بازنویسی آن‏ها ما ناچار شدیم بیش‏تر قسمت‏های آن را حذف كرده و تنها به بعضی از آن‏ها، آن هم به صورت خلاصه شده، اكتفا كنیم، زیرا بسیاری از این نقل‏قول‏ها و تجربه‏ها برای عموم افراد و بالاخص اشخاص ناآشنا با مضامین روحی و باطنی دور از ذهن تلقی می‏شود. از آن‏جا كه می‏دانیم او مخالف معروف شدن است و به دیگران اجازه نداده است تا در ذكر كارهایش نامی از وی برده شود، ما نیز از ذكر نام او خودداری می‏كنیم.

     مقصود ما از بیان این وقایع تجربه شده یادآوری حقایق دیگری درباره‏ی توانایی‏های ناشناخته انسان و نشان دادن فاصله‏ی میان واقعیت‏های شناخته شده و واقعیت‏های دور از دسترسی است كه درباره‏ی استادان حق و مردان خدا وجود دارد. به امید آن‏كه از این طریق بتوانیم به شناختن و پیدا كردن چنین افرادی نایل شویم.

     

     قسمت اول

     بزرگ‏ترین معلم روح‏زایی

     

     تعداد محققانی كه در زمینه نیروهای ذهنی و قابلیت‏های فراحسی وجود دارند اندك است، اما تعداد معلمانی كه در چنین موضوعاتی تعلیم می‏دهند بسیار كم‏تر و حتی نادر است. محققان رشته‏های پاراسایكولوژی و علوم روحی اغلب برخاسته از افراد تحصیل‏كرده و متخصص می‏باشند، اما همان نادر معلمینی كه در موضوعات باطنی آموزش داده‏اند، عموماً فاقد تحصیلات چشمگیر ظاهری هستند.

     یكی از معلمین نادر علوم باطنی مرتبط با انرژی‏زایی و بنابر نشانه‏های معتبر و اسناد علمی، بزرگ‏ترین معلم روح‏زایی، فردی است كه در رأس جریان مرسوم به  ZXقرار دارد. از او به نام‏های مختلفی یاد شده است و حرف‏های بسیار عجیب و حیرت‏انگیزی توسط افراد مختلف درباره اعمال خارق‏العاده و قدرت‏های تسخیركننده‏ی او گفته می‏شود. حتی در این گفتار كوتاه ما مجاز نبودیم كه نامی از او ببریم، زیرا او قویاً به شهرت و معروفیت پشت كرده است و در هاله‏ای از ناشناختگی و اسرار رو به ازدیاد فرو رفته است.

     در جمع‏بندی بعضی از گزارش‏ها و مشاهدات افراد، درباره‏ی اعمال خارق‏العاده‏ی او می‏توانیم به مصداق‏های زیر كه چكیده‏ی نهایی برخی از تجربه‏های گزارش شده است اشاره كنیم. به واسطه‏ی همین گزارش‏های مستند، كه در بعضی از وقایع آن به جای یك شاهد با چندین شاهد مواجه می‏شویم، كتابی درباره‏ی اعمال خارق‏العاده‏ی او تهیه شده است، اما در دسترس عموم قرار نگرفته است شاید به این دلیل كه جز برای تعداد كمی از مردم پذیرش آن برای سایرین بعید باشد.

     از مجموعه‏ی این دسته از گزارش‏ها نتیجه قطعی این است كه اراده‏ی او خلاق است و چیزی كه او می‏گوید انجام می‏شود. او هر چه را كه قاطعانه گفته است، انجام شده و بر هر چیزی كه تأكید كرده، تحقق یافته است. قدرت تغییردهنده‏ای كه در كلام او وجود دارد، مهم‏ترین مشخصه‏ی او می‏باشد و بیش‏تر گزارش‏های تجربی افراد، دلالت بر قدرت خلاق كلام او دارد. به همین دلیل موضوع كلام تبدیل‏كننده بیش‏تر از هر موضوع دیگری درباره‏ی او گزارش شده است. اكنون به چكیده‏ی بعضی از گزارش‏هایی كه توسط افراد مختلف داده شده است، اشاره می‏كنیم.



منبع مرکز تحقیقات علوم باطنی

_________________________________________________________






نوع مطلب : موضوعات ماوراء الطبیعه، 
برچسب ها : معرفی مركز جهانی ZX- ضمیمه اول،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه