تبلیغات
دنیای ماوراء الطبیعه - عرفان‌های نوظهور حاصل معنویت یا رهایی از معنویت
 
دنیای ماوراء الطبیعه
عرفان ، فراروان ، متافیزیك ، ارواح، طب گیاهی و...
درباره وبلاگ


علوم ماوراء الطبیعه نه در تناقص با اطلاعات دین اسلام است بلکه در تناقص با دانسته های عقل و اندیشه شما در مورد اطلاعات رخ می دهد، نپذیرفتن و اعتقاد نداشتن به این علم ناشی از فاقد عقل و اندیشه اطلاعات است.


مدیر وبلاگ : مجتبی

نویسندگان


عرفان‌های نوظهور حاصل معنویت یا رهایی از معنویت


در میان مكاتب نوظهور قرن اخیر، چند مكتب به صورت جدی در كشور عزیزمان ایران در حال فعالیت هستند. از جمله ان مكاتب اوشو و شیطان پرستان هستند. اوشو با تلفیق عشق، عرفان، سكس و همچنین راه اندازی اوشو پارك توسط شاگردان پس ازوی، در پی جذب جوانان و منحرف كردن انها به اسم عرفان هستند.


تفكر غرب، یك سیر نزولی از زَبَر به زیر، از تفكر شهودی به جهان بینی تكنیكی، از آخرت نگری و معاد به تاریخ پرستی را پشت سر گذاشته است، به گونه ای كه منجر به بطلان تدریجی معتقدات معنوی شده است.
ما از این جریان امروزه به «نهیلیسم» یا «نیست انگاری» یاد می كنیم كه «هرمان رائوشینگ» آن را مجموعه ای از آراء می داند كه منكر هر گونه وجه امتیاز میان خیر و شر هستند.
به عنوان مثال، نهیلیسم نیچه به طور آشكارا، نابودی ارزش های ما بعد الطبیعی را مدنظر قرار می دهد، و این همان روندی است كه در دهه های بعد همچنان در غرب دنبال می شود، این جریان قوی در اندیشة غرب به نفی ارزش های دین بسنده ننموده و متعاقباً در قرن بیستم، با تكیه بر «فردیت» و «آزادی شخصی» هر گونه آرمان عینی و نظام ارزشی را نفی می كند و نوعی آنارشیسم قرن بیستمی را بنیان می نهد كه به زعم «رائوشینگ» مبتنی بر «غیر واقعی شناختن همه واقعیت ها» می باشد، یعنی پوچی (ابسورد)، دوره ای كه در آن انسان نه به خدا ایمان دارد و نه به كفر، فقط به یك چیز معتقد است و آن پوچی است و بس.
البته نباید از شاخصة عرفان های كاذب غافل ماند و جاذبه های آن را نادیده گرفت.
عرفان های كاذب عموماً تفكر زدا هستند و چهار مقوله الكل، اعتیاد، سكس و مدیتیشن در آنها به وفور یافت می شود؟ كه قدرت جذب كنندگی زیادی در بین جوانان دارد.
با تكیه بر كیف جسمی جوان، هم روح او را تسخیر می كنند، هم اهداف پلید خویش را پیش می برند در این میان شاید اوشو و شیطان پرستان گوی سبقت رااز دیگر رقبا بهتر ربوده ودر نیل به این هدف موفق تر باشد.

گفتاراول: معنویت شهوانی اوشو

1ـ ظهور و افول اوشو
باگوان راجینش اوشو، فیلسوف و عارف نامدار معاصر هند، در 11 سپتامبر 1931 در هندزاده شد و در 19 ژانویه 1990 كالبد خاكی خود را ترك كرد.
تحصیلاتش را در هند تا درجه ی استادی فلسفه ادامه داد و در سال 1953 به نور حق مشرف و روشن ضمیر شد. از سال 1963 در اقصی نقاط هند به ایراد خطابه در زمینه های معنوی و عوالم روحانی پرداخت.
در سال 1974، كمون خود در شهر پونا، هندوستان، را بنیان گذارد.در سال 1981، جهت معالجه به ایالت متحده رفت و در آنجا 5 سال اقامت گزید.
پیروان بیشمار و سر سپردگان طریقتش، كه به عنوان «سانیاسین» مشهورند، در مدت چهار ماه اراضی كوهپایه های ایالت «اورگون» را خریداری و شهری بنا نهادند كه به «راجینش پورام» مشهور و خار چشم دولت و سیاستمداران آمریكایی شد.
بنابراین در سال 1986 به بهانه هایی واهی به شهرك، از زمین و هوا حمله ور شده؛ اوشو را از آمریكا اخراج و در زمان بازداشت به مسمومیت وی اقدام كردند. از اوشو قریب 600 عنوان كتاب، 7000 ساعت نوار كاست و 1700 سخنرانی ویدئویی باقی مانده است. آثار اوشو به اكثر زبانهای زنده ی معاصر ترجمه و پیروانش در اقصی نقاط جهان امروز گسترده اند.
پنج ویژگی امانیستی «انسان محوری» در آیین اوشو به وضوح دیده می شود:
الف) محوریت انسان
ب) تأكید بر آزادی و اختیار انسان
ج) اعتقاد به توانایی فوق العاده ی انسان
د) طبیعت گرایی
هـ) مدارا
با اینكه اوشو در هند تا كسب درجه ی استادی، به تحصیل فلسفه پرداخت ولی دركلِ مكتبش، جایگاهی از عقل دیده نمی شود.
عقل و مبانی عقلی را منطبق بر قوانین منطقی می داند و منطق را در مقابل زندگی قرار می دهد.
پس به نفی منطق و عقل می پردازد:
قوانین منطق ثابت اند در حالی كه زندگی در جریان است. یك موج به موج دیگری مبدل می شود. تعریف ها (منطق) همیشه به گذشته تعلق دارند در حالی كه زندگی متعلق به حال است. زندگی پیوسته در تغییر است و هر چیز هر لحظه در حال عوض شدن، اما تعریف ها ثابت اند و پایدار.
نبود عقل و تفكر ویژگی عرفانهای شرقی است و مهمترین مخالف طریق خویش را، عقل و بهترین راهكار را نفی عقل می دانند. آنجا كه قواعد و قوانین عقل برداشته شود و هیچ معیار تشخیصی نباشد مرید را به هر كجا و هركاری می توان واداشت.
اوشو از عشق حرف می زند و آنرا تا سر حد سكس تنزل می دهد. انسجام كانون خانواده را زیر سوال می برد، انسان را دعوت به عیش و خوشی می كند، آزاد، رها، تا كجا معلوم نیست!؟
نظر اوشو در مورد روابط آزاد و بدور از معیارهای مذهبی در دهه ی 90 مشكلات زیادی به بار آورد آماری كه در سال 1990 میلادی از فرزندان متولد شده خارج از چارچوب خانواده در كشورهای توسعه یافته منتشر شده، تكان دهنده است.
در ایالت متحده با آنكه كاتولیك مذهب هستند و حفظ نهاد خانواده از اولویت های اصلی دولت و كلیسا است.
با وجود همه آموزش های پیشگیری و آزادی سقط جنین 28 درصد از كل موالید به طور نامشروع متولد شدند. این رقم در كشورهای اسكاندیناوی به 50 درصد رسید.
به خاطر جاذبه های شهوانی عرفان اوشو، روزبه روز بر جمعیت این فرقه افزوده شد، تا جایی كه دولت آمریكا صلاح را در آن دید تا از دست این استاد خود پرورده خلاص گردد، در پی بازداشت ایشان در سال 1986 در زندان ایالت اوكلاهوما، یك منبع قدرت تشعشع رادیواكتیو را در تشك خواب اوشو پنهان كرد. تا توانایی های عقلانی، قابلیت های گفتاری و سیستم دفاعی بدنش را نابود كنند.
در صبح 5 نوامبر تشك كثیفی كه شب پیش به زور وی را بر آن خوابانیده بودند، تعویض شد بلافاصله بعد از خوردن صبحانه احساس تهوع شدید كرد.
بعدها طبق دریافت دكترش مشخص شد كه اوشو را جز قرار دادن در معرض تشعشع رادیواكتیو با زهر فوق العاده مهلك تالیوم ـ فلز سنگین مورد استفاده در زهر موش صحرایی ـ نیز مسموم كرده اند.

2ـ عشق عرفانی یا عرفان شهوانی
مكتب عرفانی اوشو یكی از صد مكتب صوفی ـ عرفانی در جهان ماست. كه سعی در پیشبرد رهروان، رسانیدن آنها به حقیقت و تعالی روحشان دارد.
در این مكتب زمانی كه از عشق صحبت می شود و آن تعبیر خاص اوشو كه عشق زاده آمیزش جنسی است، تردیدی برای خواننده به وجود می آید كه آیا اوشو به دنبال پرورش روح مریدانش بوده است؟! یا نه، به دنبال آن بوده كه از عرفانی دم بزند تا مریدانش در این عرفان، به ارضاء شهوت جسمی خویش بپردازند.
اما آنچه ما تا به حال از عرفان راستین فهمیده ایم؛ عرفان طریقی است كه در آن فرد در پی ظهور و تجلی معشوق، خود را محو او می بیند. از دنیا و آنچه در آن است دل بریده و به تماشای معشوقه ی خویش (حضرت حق) مشغول می گردد.
اما در مكتب اوشو هم معنای عرفان تغییر می كند، هم عشق و هم شهوت.
یكی از مهمترین اصول نزد اوشو، اصل عشق است. در این زمینه كتابهای مستقلی دارد از جمله «عشق، رقص زندگی»، «یك فنجان چای» كه مجموعه اشعار اوست و دیگری مجموعه مقالات در زمینه ی عشق است.
عشق را شوق وافر درونی برای یكی بودن با كل می داند، عشق دلیل بی دلیل است.
اوشو برای عشق ورزی به چهار مرحله معتقد است:
الف) حضور در لحظه (نه گذشته و نه آینده)
ب) قدم برای رسیدن به عشق
ج) تقسیم كردن و بخشیدن
د) هیچ بودن.
این 4 مرحله به خودی خود مشكلی ندارند، ولی وقتی تفسیر اوشو را از عشق متوجه می شویم و نگاه به معشوقه را می بینیم نظر به كلی تغییر می كند.
وی معتقد است عشق باید زمینی باشد. معشوقه در عرفان یعنی مادی و این دنیایی بودن آن و عشق را در تضاد با هوس ها نمی داند، رسیدن به عشق تنها از طریق قطب مخالف امكان پذیر است، میل مرد به زن یا زن به مرد شروع عشق است.
بر خلاف تمام ادیان الهی و مكاتب معنوی كه نسبت به روابط جنسی، بی تفاوت و یا دشمن هستند اوشو بر عكس در این عرفان آموزش روابط جنسی می دهد و قائل به سه سطح برای انسان در روابط جنسی است:
اول با روش زیستی پیش آفرینش (حیوان) آغاز شده، به منبع لذت و صمیمیت (انسان) و سرانجام به وسیله ای برای خود رستگاری (الهی) تبدیل می شود.
او از زنان به عنوان الگویی كه دارای استعداد برای رسیدن به اوج لذت جنسی بطور متوالی، یاد می كند.
رابطه ی دختر و پسر در عرفان اوشو آزاد است، و از آن به عنوان یكی از روشهای مراقبه یاد می كند. دیدگاه اوشو درباره ی عشق بسیار زیاد متأثر از فروید و تا حدود زیادی از شاگرد فروید، «یونگ» است. براین اساس وقتی از عشق صحبت می كند منظورش همین عشق مجازی زمینی و رابطه ی زن و مرد است.
اوشو تا جایی در شهوت رانی پیش می رود كه، در بقیة توصیه هایش، مثلا مدیتیشن، مریدان را ترغیب به سكس می كند.
سكس بزرگترین هنر مدیتیشن است این پیشكش نتنتره به دنیا است. پیش كش تنتره از همه عالی تر است؛ زیرا كلیدهایی را در اختیارت قرار می دهد كه از پست ترین به عالی ترین استحاله پیدا می كنی.
كلیدهایی را در اختیار قرار می دهد كه لجن را به نیلوفر آبی بدل كنی و... عشق از آمیزش جنسی زاییده می شود. مرد همیشه مهاجم است وزن همیشه تسلیم.
اگر این دو با یكدیگر تركیب شوند «ما» باقی نمی ماند، «من» به وجود می آید و این فنا است. اگر زن كاملا تسلیم مرد گردد راه طولانی او كوتاه می شود در این صورت ازدواج های درونی و اتحاد كالبدهای زنانه و مردانه داخلی به سهولت انجام می گیرد و در چنین صورتی زن می توان بگوید همسر خدا است.
پرداخت مفرط اوشو به این روابط نامشروع و به اصطلاح «عرفان»، یكی از دلایل محبوبیت مكتبش است.
از جمله اقدامات مریدانش راه اندازی رسمی و همراه با تبلیغات گسترده ی «اوشو پارك» است، كه جذابیت زیادی برای گرشدگران هند ایجاد كرده است و شعبه هایی از آن در دیگر كشورها تأسیس شده است.
در این مكانها نوعی زندگی زناشویی و جمعی، فارغ از قیود اخلاقی و قاعده مند ترویج می شود.
(از آنجایی كه مكتب عرفانی اوشو شكل گرفته از سه آئین تنتره، یوگا و بودا است به اصالت بدن و پرداختن به آن زیاد بها می دهند) دیدگاه اوشو در مورد همجنس گرایی جالب است وی معتقد است این مسئله چیز مهمی نیست و هیچ چیز اشتباهی در آن رخ نمی دهد.
این ایده های اجتماعی است كه چیزی را غلط یا درست می شمارد. خوب است اول آن را بپذیرید چرا كه در صورت رد آن نمی توانید آن را حل كنید. هر چه بیشتر آن را رد كنید، بیشتر جذب هم جنس خواهید شد. چون هر چیزی كه ممنوع می شود جذابیت بیشتری می یابد و همجنس گرایی یكی از مراحل ضروری رشد انسان اعم از زن یا مرد است.
وی به سه مرحله رشد جنسی معتقد است:
الف) رابطه ی جنسی با خود در كودكی
ب) همجنس گرایی
ج) ناهمجنس گرایی.
اوشو با نقد عملكرد والدین در خانواده، استعمار فرزندان و تربیت اخلاقی آنان بر پایه ی آنچه كه متعلق به گذشته است، در نوع خود نوعی استعمار جدید می داند.
سوال: آیا واقعا می توان نقش تربیتی خانواده ها را استعمار فرزندان نامید؟!! سپردن فرزندان به مكتب اوشو استعمار است یا تربیت توسط والدین؟
اوشو با نظام خانواده مخالف است، بر همین اساس تربیت و بزرگ كردن فرزندان را به عهده ی تشكیلات دولتی می گذارد. دلیل قائل شدن وی به این دیدگاه به دوران كودكی اش بر می گردد. اوشو هرگز طعم مهر و محبت مادر را در كانون گرم خانواده احساس نكرد.

3ـ اوشو و ایرانیان
شعار اصلی اوشو چنین است: یك قانون، تنها در دنیا وجود دارد و آن اینكه، هیچ قانونی وجود ندارد. نظم در هرج و مرج است و باید رسوم و عادات را شكست تا نظم آسمانی و نظم خدایی كه فقط از اتحاد دو جنس زن و مرد ایجاد می شود پدید آید.
از عرفان گرفته تا نظم عالم همه را به چوب سكس می راند. حدود 70 جلد از آثار اوشو به زبان فارسی وجود دارد. چندین جلد آن بدون شك آموزش عشق بازی (زمینی و خاكی) است.
اوشو كه امروزه برای بسیاری از جوانان به یك بت معنوی مبدل شده در سال 1985 م از آمریكا و نُه كشور اسلامی، به دلیل فساد اخلاقی اخراج شد. و متأسفانه این فرد فاسد معلول الحال، صنم بسیاری از جوانان ایرانی است.
تأسف بارتر اینكه تاكنون سه هزار دانشجوی ایرانی در هند جذب (اشوپارك) شده اند.
اوشو پارك مهمترین مركز سكس مذهبی در جهان و یكی از مهمترین مراكز توریستی كشور هند است.
سالیانه با جذب هزاران گردشگر باعث رونق صنعت گردشگری در آن كشور شده است.
اغلب دانشجویان ایرانی در این محل با یكدیگر آشنا شده و با تشكیل گروههای ده نفری هم قسم می شوند، هرگز ازدواج نكنند و تا پایان عمر روابط سكس با یكدیگر داشته باشند.
95 درصد دانشجویان این دانشگاه بعد از اخذ مدرك از ادامه تحصیل خودداری كرده و جذب اوشو پارك می شوند. در كشور ایران نیز در بعضی از شهرها جلسات معنوی سكس اوشو، برگزار می شود.
با مصرف گَس، كُك و ماری جوانا در این مراسم، پرداختن به رقص و سماع و در نهایت سكس در پی پیشرفت معنوی به انتظار می نشینند.
هر چند بسیاری از افرادی كه در این مجالس شركت می كنند در ابتدا به دنبال هوس بازی بوده و پی عرفان اوشو نرفته، ولی با تكرار و شركت مكرر، نوعی اعتیاد پیدا می شود و ناخودآگاه پیرو این مسلك می شوند.
افكار اوشو در مشرق زمین به ویژه در ایران اثر گذار بوده و در زمینه اینترنت حدود 20000 سایت فعال دارند و از این طریق جذب نیرو می كنند.
با سازمان دهی و برگزاری پارتی ها، جوانان را به خویش جلب می كنند. در یكی از جلسات معنوی اوشو در پایتخت، چهل پسرو چهل دختر شركت داشتند، مراسم معنویشان به آنجا ختم شد، كه دخترها لباس زیر پسرها پوشیده و پسرها لباس زیر دخترها و به اعمال معنوی می پرداختند.
البته اینطور نیست كه همه ی اعضا با نیت شهوت رانی به این مجالس كشیده می شوند. تعدادی واقعا به خاطر حس عرفانی و دست یابی به حقیقت فریب خورده؛ و در این جلسات شركت می كنند.
فعالیت گروهی كه افكار اشو را در ایران ترویج می دهند، همانند مكتب اكنكار زیر زمینی و غیر رسمی بوده و تقریبا همگی از طرف عوامل خارجی پشتیبانی می شوند.
معمولا سرمداران با شناخت كامل و آگاهی از پوشالی بودن عرفان اوشو در پی نیل به مقاصد گوناگون از جمله اقتصادی و ارضاء شهوت، این عرفان را تبلیغ و ترویج می كنند.

گفتار دوم: شیطان پرستی
عقیده به شیطان، تكریم و تعبد آن، به دو دوره كاملا متفاوت تقسیم می گردد. دوره ای شیطان، به خاطر قدرتش پرستش می شد، دوره ای دیگر شیطان در انسان حلول كرده و خویش (شیطانی) پرستش می شد.
نمی توان پیشرفت علم و فرهنگ را در اختلاف نگاه دو دوره نادیده گرفت، ولی یك اصل، وجه مشترك هر دو گروه است و آن اصل، «شیطان» است. مریدان گرداگرد او جمع شده، اوست كه جلوه گری می كند و دیگران تأثیر می پذیرند. این عبارات نه شعار، بلكه عین كلمات شیطان پرستان است.
براساس نوع نگاه به شیطان، شیطان پرستی به دوره ی مختلف شیطان پرستی قدیم و شیطان پرستی مدرن تقسیم می شود:

1ـ شیطان پرستان قدیم (یزیدیان)

شاید بتوان تاریخچه شیطان پرستی رابه قرون اولیه پیدایش آدمی نسبت داد. البته شواهد به دست آمده مؤید این حرف است كه شیطان پرستی، در نواحی آمریكای لاتین، آمریكای جنوبی و آفریقای مركزی به قرن ها قبل از میلاد مسیح بر می گردد. آنان شیطان را به عنوان یك نیرو و قدرت برتر ستایش می كردند.
و حتی قربانی به شیطان هدیه می كردند. ماندگارترین فرقه ی شیطان پرستی عهدكهن، شیطان پرستان موسوم به فرقه یزیدیان، ازكردهای عراق می باشند. كوه سنجار واقع در موصل، محل اصلی زندگی فرقه یزیدیان یا شیطان پرستان قدیمی است.
مرشد و رئیس این فرقه، شیخ شرف الدین ابوالفاضلی كه در بعلبك لبنان به دنیا آمده و نزدیك موصل در خانقاه خود دفن شد.
دانشمندان زیادی در وصف كرامات شیخ، مطالبی گفته اند كه برخی، بسیار غلوآمیز می باشد.
سفارش شیخ به مریدان جالب است، سفارش شدید به دوری جستن از كتاب و سواد دارد. ذكر عقاید در این مكتب، سینه و سینه نقل می شود.
افراد این فرقه شغل خاصی نداشته و اكثرا به كشاورزی و دامپروری مشغول هستند.
زبان كردی را زبان خدا، انبیاء و نوعی تقدس برای آن قائل هستند. شیطان را مَلَك طاووس نامیده و در این رابطه می گویند:
ما به جز خدای عالمیان، ملك طاووس را از آن رو گرامی می داریم، كه او منشأ همه ی پلیدی هاست. باید او را راضی كنیم تا از انتقام او خلاص شویم، و به سعادت دنیا و آخرت برسیم. خداوند كریم نیز عاقبت با ملك طاووس آشتی می كند و لعن كنندگان او هلاك خواهند شد.
آنها شمایل ملك طاووس را احترام می كنند و زیارت آن را زیارت خود ملك طاووس می دانند كه موجب پاكی از گناهان و قبولی عبادات می شود.
آنها به خدای یگانه و هفت فرشته كه یكی از آنها ملك طاووس باشد اعتقاد دارند.
از دیگر اعتقادات این گروه، اعتقاد به تناسخ است، البته تناسخ صعودی، (حلول روح در مكان معین و انتقال از كالبدهای پست به عالی، براساس استحقاق و یا لطف) آداب و رسومی منحصر به فرد دارند.
پوشیدن لباس آبی حرام است، برخی از درختان بزرگ و قدیمی را تقدیس می كنند و با پارچه می پوشانند یا رنگ می زنند لباس پشمین می پوشند و از خاك و سنگ بستر می سازند، آموختن سواد، حرام است، نماز جماعت را حرام می دانند، آب دهان انداختن توهین به ملك طاووس و حرام است.
حمام كردن زیر سقف را حرام می دانند، كاهو، كلم پیچ، لوبیا و كدو، حرام است.
كوتاه كردن ناخن حرام است، غسل جنابت حرام است، گوشت ذبح شده دیگران و آشامیدن در ظرف آب دیگران ممنوع و حرام است.
كتاب مقدس نزد این فرقه، جلوه كه مشتمل به پنج فصل و 490 كلمه است، و دیگری مصحف رش كه حدود 750 كلمه است.
از آنجایی كه بی سوادی جزء لاینفك این فرقه است، كتابهایشان كم حجم و بیشتر موهوم و رازآلود است.
بر این فرقه انتقادات بسیاری وارد است، از بی سوادی گرفته تا تناسخ.
به اختصار چند نمونه را ذكر می كنم:
الف) نقطه اصلی انحراف در این آیین، بحث شیطان است. آیا شیطان عصیان امر خداوند كرد یا نه؟ اگر عاصی است احترام به او با تكریم خداوند جمع نمی شود. اگر سجده ملائك بر آدم شرك است، چنان كه می گویید آیا می توان پذیرفت كه خداوند دستور به شرك داد؟!
ب) اگر شیطان اولین موحد است و عاصی نیست، پس چرا می گویید: ما به او احترام می گذاریم تا از شر او در امان باشیم، یا می گویید: نهایتا خداوند شیطان را خواهد بخشید و با او آشتی خواهد كرد.
ج) به علاوه در اكثر امور نظام عالم، كارها را به ملك طاووس واگذار كرده اید. گویا خدای یگانه در خواب است.
ه) در جایی دیگر تناسخ را ذكر می كنند. تناسخ و حلول روح مجدداً در بدنی دیگر در همین دنیا مخالف اندیشه ی معقول معاد است و با صراحت ادیان آسمانی متنافی است.
د) موسیقی مطرب، شراب، رقص از امور حرام است كه در برنامه های این گروه جایگاه مهم و اساسی دارد.
احكام و آداب ذكر شده برای شیطان پرستان پشتوانه دینی یا عقلی معتبری ندارد، ملاك و منشاء اعتبار این دستورات معلوم نیست، بلكه برخی از این دستورات غیر معقول و زشت است مثل:
حرمت سواد آموزی،
حرمت قضای حاجت در مستراح،
حمام زیر سقف،
طهارت بعد از قضای حاجت،
برخی هم بی منطق و بی وجه می نماید مثل:
حرمت پوشیدن لباس آبی،
حرمت خوردن گوشت ماهی ها،
حرمت كاهو
و نیز حرمت غسل جنابت....

2ـ شیطان پرستان مدرن(New-safanism)

شیطان پرستی جدید بر خلاف شیطان پرستی قدیمی، اعتقادی به وجود شیطان خارجی ندارند. بلكه شیطان پرستی جدید، شیطان را در طبیعت و در وجود هر انسانی می داند.
این باطن هر كسی است كه شیطان در آن وجود دارد. مراسم شیطان پرستی جدید، مراسمی است برای دعوت از شیطان باطنی و حس اهریمنی درونی كه با اعمال جنسی، آرام و ارضاء می شود.
آنها جسم پرست بوده و اعتقاد دارند هر آنچه كه وجود دارد مدیون آلت تناسلی آدمی است و انسان باید كامل ترین لذت جسمانی و جنسی را در این دنیا ببرد.
خیلی ها نیچه، را به عنوان پدر فرقه شیطان پرستی می دانند، به دلیل اینكه تفكر غالب و اصیل این فرقه، كشتن خداوند است.
اما واقعیت آن است كه در اوائل قرن 19 م برخی از اشراف انگلستان كه عضو گروه فراماسونی بودند، به رهبری سر فرانسیس داشو، گروه شیطان پرستان به نام باشگاه آتش جهنم را، در شهر لندن تأسیس نمودند و از اوایل قرن نوزدهم شهر لندن مركز شیطان پرستان در اروپا گردید.
استفاده از مواد مخدر و انجام مراسم مبتذل جنسی فعالیت اصلی این گروههای شیطان پرست را تشكیل می داد. در دهه 1960 م شیطان پرستی، توسط سرمایه داری یهود، مورد حمایت قرار گرفت و چند گروه شیطان پرست در انگلستان و ایالات متحده آمریكا به وجود آمد، كه معروف ترین آنها تشكیل «كلیسای شیطان» در شهر سانفرانسیسكو می باشند.

3ـ كتاب، كلیسا و مراسم مقدس

شیطان پرستان در اغلب كشورهای جهان دارای كلیسا و بسیار فعالیت هستند، تقریبا هر نوع حركتی در ادیان الهی ممنوع و حرام شناخته شده، در این مكتب حلال و آزاد می باشد. از خودكشی، قتل و تجاوز جنسی گرفته تا مصرف مواد مخدر و الكل.
كلیسای شیطان پرستی در قرون وسطی، به عنوان مكانی برای انجام مراسم شیطان پرستی استفاده می شد و جایی بود كه در آن تنها و تنها محل قرار شیطان پرستان قدیمی و انجام مراسم خود در آن مكان بود.
ولی در سال 1966م این كلیسا تبدیل شد، به یك سری از فعالیت های زیرزمینی و محلی برای انجام مراسم ارضای جنسی اعضاء.
كتابهای مقدس نزد شیطان پرستان مدرن، كتاب «مقدس شیطانی»، «جادوی شیطانی» و «مناسك شیطانی» نوشته ی آنتوان لوی و كتاب «انجیل شیطانی» كه مرجع دعا و عبادات شیطان پرستان است. كتاب «سیاه شیطان» نیز جزو كتب مقدس این گروه، كه هنوز به فارسی ترجمه نشده است.
كلیسای شیطان پرستی به صورت علنی و غیر علنی در اغلب كشورها وجود دارد. ولی در 5 كشور آمریكا، ایتالیا، انگلیس، آلمان و چین به صورت علنی به فعالیت مشغول هستند.
در بعضی كشورها مانند ایتالیا، رشته ای به نام شیطان پرستی در دانشگاه وجود دارد. آزادترین كشور برای انجام مراسم شیطان پرستی، آلمان است كه شنیع ترین اعمال در آنجا صورت می گیرد.
شیطان پرستان دارای مراسم گوناگون هستند، كه یكی از آن مراسم، «بوسه ی مقدس» می باشد؛
این مراسم هنگام پیوستن عضو جدید به گروه شیطان پرستان صورت می گیرد، به این صورت كه فرد جدید عریان شده و بوسه توسط كشیش بر پنج عضو او زده می شود، یكی از آن اعضاء، آلت تناسلی است.
از دیگر مراسم، نماز جماعت سیاه كه شبیه مراسم عشای ربانی (مسیحیان) است، از دیگر مراسم، قربانی كردن برای شیطان است.
معمولا خود قربانی از قبل بی هوش و پس از غسل در شبی تاریك، قربانی و سپس سوزانده می شود.
مراسم دیگر، دعای محراب است؛ فرد در یك محراب قرار گرفته و با كشیدن پارچه ای سیاه بر روی خود و استفاده از علامت ستاره پنج و خواندن اورادی، به نیایش و كسب قدرت از شیطان مشغول می گردد.

4ـ مكاتب شیطان پرستی


1ـ4. شیطان پرستی فلسفی
این شاخه از شیطان پرستی، منتسب به آنتوان لاوی است.
او اولین كلیسای شیطان پرستی جدید را تأسیس كرد. و اولین فردی بود كه از لغت شیطان پرستی فلسفی، استفاده نمود. از نظر آنها محور و اساس عالم هستی، انسان است و به خدایی كه برتر عالمیان باشد، اعتقادی ندارند، پس نه پرستش خدا در كار است و نه اعتقاد به زندگی پس از مرگ و قیامت.
در این شاخه شیطان پرستی خدای هر شخص، خود فرد است و هر كس به پرستش خویش مشغول و هدفش برتری یافتن خود بر دیگران است. نمی توان به قاطعیت گفت، این مشرب خالی از معنویت است و عبادت در آن مفهومی ندارد، آنها با فرار از حقیقت و وجود عالم پس از مرگ، به همین واقعیت وجود انسان بسنده كرده و زندگی را منحصر در همین عالم دانسته و به پرستش خویش مشغول
می شوند.

2ـ4. شیطان پرستی لاوی
این شاخه از شیطان پرستی بر مبنای فلسفی آنتوان لاوی، كه در كتاب «انجیل شیطان» و دیگر آثارش آمده، تشكیل شده است.
لاوی، تحت تأثیر نوشته های فردریك نیچه، آلیستر كوالی، اینرند ماركی دوساد، ویندهام لویس، چارلزداروین، مارك تواین بوده است، شیطان در نظر او مثبت می باشد، در حالی كه تعالیم خداجویانه كلیساها را مورد تمسخر قرار داده و افراد را دعوت به انزوا و دوری از گرایشات جمع می نماید.

3ـ4. شیطان پرستی دینی
گرایشات این گروه اغلب، مشابه گرایشات شیطان پرستی فلسفی است، با این تفاوت كه در این شاخه اعتقاد به چند خدا، مانند خدایان قبل از مسیح كه همه شیطانی هستند، یا خدایی كه بوسیله ی شیطان شناخته می شود، تبلیغ می گردد.مانند خدایان مصرباستان والهه های باستانی بین النهرین و خدایان رومی و یونان، این گروه خود رابسیار قدیمی و دارای پشتوانه ی تاریخی می دانند.
برای همین خود را «شیطان پرستان سنتی» و شیطان پرستان فلسفی را «شیطان پرستان معاصر» می نامند.

4ـ4. شیطان پرستی گوتیك یا شدیدپرستی
این فرقه از شیطان پرستان، به دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف كلیسا مربوط می شوند. این نوع شیطان پرستان معمولا متهم به اعمالی از قبیل؛ خوردن نوزادان، كشتن گوسفندان، قربانی كردن دختران باكره، و به جنایت علیه مسیحیان اقدام می كردند.

5 ـ اصول و قوانین شیطان پرستی

هر مكتبی دارای اصول و قواعدی است كه چهارچوب، جهان بینی و اهداف مكتب را مشخص می كند. شیطان پرستان هم از این قاعده مستثنی نبوده و به اصول و قواعدی قائل هستند. در بخش اصول، به نُه اصل عقیدتی معتقد بوده كه مشخص كننده چهارچوب نگاه شیطان پرستان می باشد.
نمونه ای از آن، به این قرار است:
الف) شیطان نماد وجود، زندگی شاداب و مادی است، نه خوابی ناچیز و معنوی (امور معنوی و غیر مادی توهم و تظاهر است.
ب) شیطان می گوید: كم عقلی و بی عفتی بهتر از ریاكاری و خود فریبی است.
ج) شیطان، سنبل انتقام جویی است، نه گرداندن آن طرف صورت. (اشاره به رفتار محبت آمیز مسیحیان دارد.)
د) شیطان، انسان را با دیگر حیوانات كاملا همانند می داند، گاه بهتر و اغلب بدتر از آن حیوانی كه بر چهار دست و پا راه می رود.
ی) شیطان، تمام آنچه كه گناه نامیده شده، مایه ی خرسندی، مسرت روانی، آرامش فكری و عاطفی می داند در برخی منابع به 11 و برخی دیگر 20 قانون، برای شیطان پرستان اشاره شده است.
در اینجا به ذكر چند قانون بسنده می كنیم:
الف) اگر مهمانی در محل استراحتت است، كه تو را می رنجاند، او را مورد ستم خویش قرار ده، بدون هیچ رحمی.
ب) به هیچ حیوانی غیر انسان صدمه نزن، مگر برای غذا یا دفع حمله اش.
پ) شادی را در پیروزی بجویید نه در صلح
ت) همواره برای بیشتر، تلاش كنید. پیروزی، پایانی ندارد.
ج) بمیرید، به جای آنكه تسلیم شوید.
ر) خون یك جاندار بهترین است، از برای آبیاری دانه های یك زندگی جدید.
د) هیچ چیز زیبا نیست به جز انسان، ولی زن، زیباترین موجود در جهان است.
ی) هر آن چیز كه عظیم است، بر فراز اندوه بنا شده است.


6ـ آنتوان زندرلوی و (مرلین مِنسون)


1ـ 6) آنتوان زندر لوی
آنتوان، در یازدهم آوریل 1930م متولد شد. نام اصلی اش «هوارد استانتون لِوی» است.
وی در سن شانزده سالگی به همراهی گروه سیرك، خانه را ترك می كند. روحیه ی مهربان و خو گرفته وی با حیوانات، به او كمك می كند، تا از تربیت كنندگان مشهور شیر شود.
بعد از مدتی برای نمایش زیبایی اندام، به یكی از باشگاههای زیبایی اندام در كالیفرنیای جنوبی می رود و در همین باشگاه با «مرلین مونرو» آشنا می شود و با او ازدواج می كند.
در سال 1915 نیز با دختر چهارده ساله ای به نام «كارول لانسینگ» ازدواج می كند. از همسر دوم صاحب دختری به نام كارلا در سال 1952م می شود.
لوی در همین سال به عنوان عكاس پلیس سانفرانسیسكو مشغول به كار شده و با بخش ناپسند كارهای بشر، یعنی قتل و بزه كاری و تجاوز به عنف، آشنا می شود.
لوی می گوید:
تجربیات همین دوره باعث شد، تا منكر خدا شود. لوی در خانه بزرگی كه به نام «خانه ی سیاه» معروف شد، زندگی می كرد و در همین خانه، جلسات هفتگی خود را بر پا می نمود و به امور رازآلود و موضوعات سیاهی مانند؛ خون آشام ها، آدم های گرگ صورت، شكنجه گری و جنون می پرداخت و از هر نفر 5/2 دلار دریافت می كرد. بعد از آن در سال 1966م كلیسای شیطان را بنا می نهاد و چهره مشهور محلی می شد.
یكی از آلبوم های موسیقی وی، «شیطان به تعطیلات می رود» نام دارد. لوی تا زمان مرگ روی كتاب خود با عنوان، «شیطان سخن می گوید» كار كرد، این كتاب در سال 1998م با مقدمه ای از اسقف اعظم كلیسای شیطان، «مارلین منسون» به چاپ رسید.

2ـ 6) مرلین منسون
مارلین متولد پنجم جولای سال 1969م و نام واقعی اش «برایان وارنر» (Brain warner) است. او در خانواده ای متوسط در كانتون زندگی می كرد.
پدر او در جنگ و یتنام شركت داشته و از نظر جسمی و روانی مورد آسیب واقع گردید.
پس از تولد مارلین، دكترها و روان شناسان ارتش، از سلامت جمسی او (مارلین) تعجب كردند.
نكته ی جالب اینكه مارلین در یك مدرسه مذهبی (مسیحی) تحصیل می كرد و در سن 18 سالگی به فلوریدا رفت تا شروع به نوشتن داستان و شعر كند، بعد از آن با شخصی به نام «scott mithell» ملاقات كرد، كه در آن موقع برای گروهی گیتار نواخت.
زندگی هُنری مارلین منسون از آن زمان آشنایی آغاز شد. منسون خواننده ای است كه در دهه نود با صدای سازهایی كه بیشتر به صدای اوراح شبیه بود، سبك تازه ای را به دنیای موسیقی معرفی كرد.
موضوعات اصلی اشعار مارلین منسون « Satanism , sex » می باشد. موزیك هایش در برخی از شهرهای انگلستان ممنوع است، چون اغلب كنسرت هایش لختی و غیر قانونی می باشد.
مرلین منسون در بازی كامپیوتری كه در سال 2005 عرضه شد، در نقش یكی از شخصیت های داستان به نام Edghr، صحبت می كرد.
پایه گذاران شیطان پرستی، افرادی غیر عادی، هم جنس باز، اهل شهوت رانی افراطی و سایر زشتی ها هستند كه حتی رفتارهای آنها در انگلیس و كشورهای غربی نیز مورد اعتراض و نفی قرار گرفته است.

7ـ موسیقی شیطانی متال وراك
شیطان پرستان به دو طرق مختلف به تبلیغ و معرفی مكتب خویش می پردازند. ولی شاید هیچ كدام اثر گذارتر از موسیقی نباشد.
شاعران و خوانندگان شیطانپرست، با گزینش كلمات و كمك گرفتن از آلات موسیقی مهیج، تلاش در تفهیم واژگان كلیدی مكتب، در ذهن و ضمیر ناخودآگاه شنوندگان، دارند.
خوانندگان متال وراك مدام در آهنگ های خود این واژه ها را به كار می برند:
به جهنم خوش آمدید
سرودی از جهنم
محكوم به جهنم
تو جهنم بسوز
شاهزادگان جهنم
نگهبان جهنم
می خواهم به جهنم بروم
زنگ های جهنم.....
در حین اجرای كنسرت، مرام خود را ابراز و مهر تأیید بر افكار نامشروع خویش می زنند. با تمام تنوعی كه در سبكهای موسیقی خویش دارند، ولی همگی بر یك اصل توافق دارند و آن، «شیطان» است.
گروه شیطان پرست موسیقی راك، طبق نوشته هایش، نفس و زندگی خویش را به شیطان سپرده و شیطان را چون خدای خود می پرستند.
آنها در بیانیه های خود اعلام می كنند؛ شیطان به آنان قدرتی داده، تا به وسیله ی آن قدرت، معجزه اتی انجام دهند.
یكی از آن معجزات، خودكشی اشخاصی است كه برای شنیدن كنسرت این گروهها در محل حاضر می شوند؛ در بررسی روزنامه ها و رسانه ها می توان نمونه جنایات و خودكشی فزاینده ی شنوندگان و بینندگان این كنسرت ها را به صورت نمودار غیر عادی كشتار، تجاوز به عنف، استفاده ی مرگ آور از مواد مخدر مشاهده كرد.
میانگین خودكشی یا صدمه رساندن شدید به خود برای گروه شیطان پرست پینك فلوید، به پانزده تا بیست نفر، بعد از هر كنسرت می رسد.
مرگ های زود هنگام، خودكشی، قتل، مواد مخدر و زنا و... فرجام موسیقی پاپ، راك و هوی متال است.
در موسیقی راك، زخمی كردن تبدیل به امری رایج شده است. اعمال دیوانه وار و خشونت آمیز، خود زنی از اعمال عادی هواداران و مروجان این نوع موسیقی های شیطانی است.
مثلاً پس از شنیدن صدای گوش خراش هوی متال، جوانی، مادر خود را می كشد، سپس به خود زنی و آخر سر خودكشی می كند.
بر پایه آمار منتشره در غرب از هر هفت نفر جوانی كه به موسیقی راك گوش می دهند، یك نفر خودكشی می كند. تشویق به مواد مخدر، الكل و كارهای ناباب، دیگر یك امر عادی است.
اصرار بسیار زیادی دارند به روابط نامشروع؛ یكی از هواداران راك می گوید:
راك به خاطر زن است و من در مدت یك سال با پیش از دو هزار زن رابطه ی جنسی داشته ام.
در همین رابطه دویست نوع بیماری مقاربتی در میان مردم آمریكا، به خاطر ارتباط جنسی، ناشی از تأثیر موسیقی شیطانی رواج دارد.
گالت یكی از ستارگان موسیقی شیطانی، مراسم سكس خود در شو مشهورش را با این مطلب به پایان می رساند:
جلال و ستایش تا ابد از آن توست ای شیطان ! لذا روح من روزی در زیر درخت نیك و بد آرام می گیرد.
چندین جوان پس از شو مذكور خودكشی كردند.
برای آشنا شدن با اشعار شیطان پرستان، قطعه ای از آن را در زیر بیان می كنم:
تاریكی.... قلب خون آلودم را در آغوش می گیری
Aniting our tear ful eyes
رویاهایم... چشمان اشك بارمان را متحد می كند.... فریبنده
Enchanting
در شب.... ابلیس را در اشك هایم می بوسم.
Atnight …. I kiss the serpent in the tears
برای سالها.... غم های تو سوگواری من است.
For years …. The sarrow I\'\'ve mourned
گوش كن به صدای گریه فرزندان ماه من
Har ken my moon child cry
كه آرزوی شی دیگر را دارند
Yearning for another night
ماتم مورد علاقه من
Mourning my once beloved
هیپونیزم و تاریكی
Mez maized and raven dark
جادوگر زندانی شب
My pake enchantress of thee night
از آخرین شمع سوزانم
At last my candle\'\'s burning down
ماه پاییزی سیاه غم انگیز می درخشد
The winter moon is shining bleak
جادوگر من برای تو
For the my encbantress
رویاهایم را فریب بده
Enchating all my dreams
زیبا و سیل اشك هایش
Abeauty and her flood of tears
سقوط شب قلب مرا در آغوش می گیرد
Night fall embrace my heart
جادوگر شب های من
My pale enchantress of the night
من تو را آرزو می كنم
I desire the
با ترس با تو قدم می زنم.... به سوی خاك
Fear ful I walk with thee …. Through dusk
به سوی بادهای گمراهی.... او زیباست
Through winds of loss …. Her beauty and her
طوفان در آغوش می گیرد قلب خونین مرا
Flood embrace my blecding heart
با اشك سقوط می كنم با تو.... در آخر
Tear ful I full with thee … at last
مرا راهنمایی كن به جایی كه سایه هایت بخش می شوند
Lead me there to where thy shadows cast
آنها می رقصند در مخمل از دست رفته ی تاریكی
They dance in velvet darkness last
بر خیز ای ماه غمگین
Rise …. Bleak winter, full moon
برخیز...
Rise …

8ـ شیطان و صهیون در ایران
شیطان پرستی یك مكتب كاملا منحرف، با قدرت جذب كنندگی بسیار بالا در بین جوانان، هدیه ای از طرف یهودیان به عالم می باشد.
آنان كه آقایی جهان را در سر می پروراند، تنها مانع را در مقابل خویش، ادیان آسمانی و تمام عقاید پاكی كه جهان را به صلح و آرامش، و دعوت به خویشتن داری در مقابل گناهان می كند دیدند.
پس عزم را جزم كرده، تا با آوردن مكتبی به ظاهر زیبا و فریبنده، بر روی نقاط ضعف انسانها اثر گذاشته و آنها را از دست انسانیت رهایی بخشیده و خویش را راهبر و مرشد آنها معرفی كنند.
به گفته ی خیلی از اندیشمندان، یهود و به خصوص صهیونیسم، در نیل به اهدافش تا به حال بسیار موفق بوده است. هر فكر و عمل پلیدی كه در قالب یك شركت، یا یك سیستم هدف مند و منظم در عرصه ی جهان مشغول به فعالیت بوده، محال است، یك فرد یهودی رئیس آن شركت نباشد، و یا به طور مخفیانه از طرف جامعه یهودیان حمایت نشود.
بنیان گذار فرقه ی شیطان پرستی یك یهودی از خاندان لوی به نام آنتوان لوی است، كه در كلیسای شیطانیش، مناسك جنسی جایگاه خاصی دارد. رقص ها و كارهای جنسی از طریق گروههای شیطان پرست، مثل متالیك در سطح عموم رواج داده می شود.
صنعت سكس و بازرگانی تن، كه در ردیف سود آورترین تجارت های جهان است، به همراه صنایع مشروب سازی، قاچاق مواد مخدر، قمار و صنعت سینما در انحصار یهود است.
شبكه وسیعی از كلوپ های شبانه و فاحشه خانه ها توسط «ویلیام ساموئل رز نبرگ» مشهور به «بیلی رز» كه از یهودیان مهاجر به آمریكا است، تأسیس شد.
غول صنایع مشروب سازی، یهودی مهاجر، «ساموئل برو نفمن» است، كه امروزه دفتر مركزی كمپانی مشروبات الكلی برو نفمن ها به نام «سیگرام» در نیویورك است، و در 120 كشور جهان شعبه دارد، كه فروش سالانه آن بیش از یك میلیارد دلار است.
سلطان دیگر دنیای پنهان شخصی است یهودی، به نام «روچلید» كه بزرگترین امپراطوری قمار را در ایالات متحده ایجاد كرد. او در قاچاق مواد مخدر و مشروبات الكلی سرمایه گذاری عظیمی نمود.
اولین فیلم تاریخ سینما كه در آن حریم اخلاق شكسته شد «ماه آبی است» نام دارد، كه توسط یك یهودی به نام «اتو پرمینگو» در سال 1953 م كارگردانی شد و برای اولین بار واژه هایی مانند «آبستن و باكره» را به كار برد.
سه سال بعد همین كارگردان یهودی، فیلم «مردی با دست های طلایی» را عرضه كرد و یك تابوی اخلاقی دیگر را شكست، او برای اولین بار به نمایش اعتیاد هرویین پرداخت.
پرمینگر در فیلم بعدی اش در سال 1959 م برای نخستین بار، صحنه ی تجاوز جنسی را به نمایش در آورد.
این گوشه ای از خدمات یهود به جهان است. شیطان پرستی، كه ساخته ی یك صهیونسیم یهودی است، در حال نفوذ به مرزهای ایران است.
هر چند در ایران كلیسا و پایگاه مشخص و رسمی ندارند، ولی از همان طریق دوم یعنی پشتیبانی و ساپورت دوستان خویش در كشور سعی در جذب و به دام كشیدن جوانان دارد. بنابر اسناد بر ملا شده، سال گذشته حدود 8 میلیون دلار آمریكا، به حساب رابطی در ایران واریز شد؛
كه بین گروههای شیطان پرست در شهرهای مختلف ایران توزیع گردید. بر اساس نتایج حاصل از تحقیقات، نزدیك به 70 فرقه ی شیطان پرست در كشور شكل گرفته است و تعداد اعضای این گروهها در برخی از شهرها بالغ بر 2 هزار نفر می باشد.
گروهای موسوم به شیطان پرستی در صدد نفوذ به دانشگاهی بوده و با استفاده از فضای ملتهب كنونی دانشگاه ها در حال تبلیغ برنامه های خویش هستند.
شیوه های تبلیغ و ترویج این گروه به چند طریق می باشد:
الف) در فضای مجازی اینترنت، با بیش از 7 هزار سایت و بلاگ شخصی.
ب) ترویج و تبلیغ موسیقی متال، رپ و راك در بین جوانان.
بعضی از جوانان فكر می كنند، فقط صورت ظاهری موسیقی بر ایشان مهم است و كاری به معنا و مفهوم اشعار ندارند، ولی با كمی دقت در اشعار و سعی ایشان در القاء كردن یك موضوع مشخص در همه ی اشعار (شیطان) و با كمی دقت بر روی اثر گذاری موسیقی، در ضمیر ناخودآگاه انسان، مشخص می شود هدف خوانندگان این موسیقی چیست؟!!
ج) ترویج علائم و نمادها: در بخش پوشاك جوانان، بسیار موفق هستند.
كمتر لباسی می توان یافت، كه مروج غرب یا شیطان پرستی نباشد، نصب بعضی از نمادها بر روی ویترین مغازه ها، یا برچسب هایی كه در آنجا به فروش می رسد و استفاده ی آنها توسط جوانان بر روی كتابها یا خودروها خویش، خود به عنوان تبلیغی بر ای گروه شیطان پرستی محسوب می گردد.
د) برگزاری مجالس شهوانی: پارتی های شبانه، جشن رپ ها یا مراسم فارغ التحصیلی و مهمانی های خاص دوستانه، با شركت اعضای جدید در این مراسم و جذب آنها توسط گروههای شیطان پرست، در پی پایه ریزی گروه شیطان پرستی در ایران هستند.

9) نقد مولفه های مكتب
بر اساس آداب و مشتركاتی كه بین ما ایرانیان وجود دارد و هنوز پیوندمان با سنت و فرهنگ غنی اسلامی ـ ایرانی نگسسته است، نیازی بر نقد این مكتب نمی بینیم.
با بیان دیدگاه شیطان پرستان و آگاهی از عقاید ایشان، خطر چنین گروههایی برای ما به وضوح روشن می گردد. اما براساس اصل عقلی، شاید خواننده ای باشد، كه به دام این گروه گرفتار شده است، بر حسب وظیفه چند نكته ی اساسی و پیامد همراهی این گروهها را یاد آور می شوم:
الف) همانطور كه اشاره شد مكتب ساختگی شیطان پرستی، توسط لابی صهیونیسم های یهودی راه اندازی و پشتیبانی می شود.
تنها دلیلشان، تسخیر روح تمام جوانان و سر كردگی عالم، است. با تصویب و صرف مبالغ هنگفت و به خدمت گرفتن خوانندگان و هنر پیشه گان معروف و راه اندازی سبك های مختلف موسیقی و در پی اش انتشار سی دی و مجلات و پارتی ها سعی در پر كردن خلاء روحی جوانان شرق و غرب دارند.
ب) با پی بردن اساتید و روانشناسان صهیون، همیشه افرادی د ر عالم وجود دارند كه اهل تعقل نبوده و به دنبال هوا و هوس می باشند.
با شناسایی این افر اد و تشویق به ارضاء شهوت جسمی شان، روحشان را مورد تسخیر خویش قرار داده و اهداف خویش را از طریق این افراد، پیش می برند.
پ) سران و اسقف های شیطان پرست و به تبعشان خوانندگان شیطان پرست تنها در پی تفهیم یك چیز به هواداران خویش هستند، اینكه دینای یك شیطان پرست یك دنیای كثیف و سرشار از بدی ها است.
پس نمی شود فرد شیطان پرست باشد و در چنین دینایی زندگی كند و پاك باشد و به كاری دست نزند. از این راه به اعضا تلقین می كنند شما هم مشغول به كثافت كاری شوید تا زمان مرگ، تنها راه خلاصی از دنیای كثیف مرگ است و چه راهی بهتر از خودكشی؟!
ت) یك شیطان پرست باید بداند كه اساس عالم بر پایه ی دروغ شكل گرفته و همه ی باورهای انسانها ریشه در دروغ دارد.
پس نمی شود راست گفت، اگر هم حرف راست بزنید، كسی حرف شما را باور نمی كند. در شیطان پرستی هر چیز، منفی اش درست است. هر كسی را گفتند، آدم خوبی است، او بدترین آدم ها است. بهترین كار، نزد مردم است.
ج) در شیطان پرستی یك قانون كلی وجود دارد. «دیدن» فقط نگاه كن، بدون تعقل به درستی و نادرستی اعمال نگاه نكن.
هر چه پیشوایان انجام دادند درست است. فقط تكرار كن و تعقل نكن. لازم نیست به حق و حقیقت اعمال دست پیدا كنی. فقط به خودت نگاه كن و عمل كن هر چه كه خوشت می آید....
د) شیطان پرست ها در پی راه اندازی اخلاقی جدید برای جهنمیان می باشند و آن اخلاق قوم لوط است اعمال زشت قوم لوط را ترویج می دهند و روز به روز در جوامع غربی شاهد طلب هم جنس خواهی بی سابقه ای هستیم.
در اكثر كشورهای آزاد به صورت قانون در آمده ازدواج هم جنس گرایان.
و صد تأسف كه سردمداران آقایی جهان، (آمریكا، انگلیس و كلیساها) با حمایت خویش از این گروهها، آنان را در نیل به اهدافشان جسورتر می نماید.
نشانه شیطان پرستی، دیگر سمبل، صلیب وارونه و ستاره پنج پرو..... نیست، بلكه تجاوز، قتل و به ویژه تجاوز به كودكان و دختران باكره به همراه قتل آنان می باشد.
هـ. آمار روز افزون جنایت در آمریكا و كشورهای اروپایی زنگ خطری برای ایران و شیوع بیماری شیطان پرستی در بین جوانان است.
هر روز درذوب؛ خبر می رسد؛ جمعی از شیطان پرستان دستگیر شده كه نوجوانان و كودكان را وحشیانه مورد تجاوز قرار داده و با ساتور تكه تكه می كردند. استفاده افراطی از مشروبات الكلی، مواد مخدر، قرص های روان گردان و انرژی زا، استفاده و استعمال آلات مصنوعی، خوردن ادرار و مدفوع و.... ، معجونی از بیماری های روحی، روانی و جسمی، به خصوص بیماری ایدز را برای شیطان پرستان به ارمغان می آرود.

راه كارهای مقابله

ما هیچ راهی نداریم جز آنكه عرفان اسلامی را به جوانان خویش پیشنهاد كنیم و دست از این راز گونه بودنش بكشیم. پنجاه در صد راه مقابله شناخت عرفان كاذب است، پنجاه در صد دیگر، پیشنهاد عرفان جایگزین است. نمی شود به جوان گفت این بد است، آن بد است، باید راهی پیشنهاد داد تا روح تشنه ی جستجو كنندگان سیراب گردد. البته نباید ا ز عوامل روانی این حركت غافل ماند.
الف) حرف و عمل عاملان و توصیه كنندگان یكی باشد تا تأثیر خود را بگذارد.
ب) توصیه به تفكر در فضای حاضر كشور از مهمترین عوامل اثر گذار است. تعصب غلط مبارزه با تفكر در قالب فلسفه و تفكر فلسفی برداشته شود.
پ)عرفان و حرف های عرفانی به میتینگ های سیاسی وارد نشود و به عنوان تقدس و روحیه ی عرفانی، به عنوان ابزاری در خدمت سیاست قرار گرفته نشود. (استفاده ابزاری اشخاص از عرفان، برای پیشبرد سیاست خویش، هم سیاست را خراب می كند و هم عرفان را)
ج) احساسی نشدن و قوانین بازی را رعایت كردن، هر جا بوی توهین به مرام های مختلف در حین انتقاد شنیده شود ناخودآگاه مخاطب در پی واكنش و دفاع از عرفان مورد نظر بر می آید.
د) اثبات حق، نه اثبات خود: از مهمترین عواملی است كه در نقد مكاتب معنوی، باید رعایت شود. گاهی اوقات افراد، در پی انتقاد، هدفی دیگر را دنبال می كنند و آن اثبات خود است نه حق، كه نا خود آگاه مخاطب متوجه شده و در پی جبهه گرفتن ولو در مقابل كلام حق بر می آید.


نویسنده: وهاب مشهدیان عطاش


منابع
. شایگان، داریوش، 1352. آسیا در برابر غرب. تهران. موسسه باغ اندیشه. چاپ دوم، ص 13.
. اوشو، 1382. اینك بركه ای كهن. ترجمه سیروس سعدوندیان. تهران. انتشارات نگارستان كتاب. ص 11.
. قنبری، آیت، 1378. نقدی بر امانیسم و لیبرالیسم. قم. نشر فراز اندیشه. ص 41.
. اوشو، 1381. ضربان قلب حقیقت مطلق. ترجمه مرضیه شنكایی. تهران. انتشارات فردوس. ص 406.
. كاستلز، مانوئل. 1385. عصر اطلاعات، اقتصاد، جامعه و فرهنگ. ترجمه قدرت هویت. تهران. نشر طرح نو. چاپ پنجم، ج 2 ص 188.
. همان. اینك بركه ای كهن. ص 19.
. تونجی، محمد، 1380. یزیدیان یا شیطان پرستان. ترجمه احسان مقدس. تهران، انتشارات عطایی، چاپ اول، ص 20.
. همان. ص 25ـ 28.
. همان. ص 29.
. همان. ص 106.
. آیتی، عبدا لحسین، 1326. كشف الحیل. تهران. نشر طباطبایی، چاپ 6. ج 2، ص 6.
. كریمی، حمید، 1388. جهان تاریك. قم. ناشر بوستان كتاب، چاپ اول. ص 25.
. همان. یزیدیان یا شیطان پرستان. ص 125 ـ 176.
. همان. كشف الحیل. ص 27.
. همان. جهان تاریك. ص 40.
. همان. ص 44.
. همان. ص 46.
. www.Satanc8.blogfa.Com.
. www.xekiaz1000.blog.Com.
. همان. جهان تاریك. ص 48 ـ 57.
. همان. ص 126.
. همان. ص 95.

منبع: سایت باشگاه اندیشه


وعده صادق






پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه